هوش مصنوعی

ابرهوش یا Super Intelligence چیست و چه آینده ای دارد؟+ویدیو

یک گفت‌وگوی ژرف با اریک اشمیت و فی-فی لی

اریک اشمیت تعریف روشنی از ابرهوش یا Super Intelligence ارائه می‌دهد. او می‌گوید هوش عمومی مصنوعی در سطح هوش انسانی است و ما آن را درک می‌کنیم. اما ابرهوش به هوشی برابر با مجموع هوش تمام انسان‌ها یا حتی فراتر از آن اطلاق می‌شود. باوری در صنعت ما وجود دارد که بالاخره به این نقطه خواهیم رسید، اگرچه زمان دقیق آن هنوز نامشخص است.

او به اجماعی در سانفرانسیسکو اشاره می‌کند که پیش‌بینی می‌کند این هدف تنها در ۳ تا ۴ سال آینده محقق خواهد شد. اشمیت شخصاً فکر می‌کند که این زمان طولانی‌تر خواهد بود. استدلال این گروه بر اثرات مرکب و شتابانی است که هم اکنون شاهد آن هستیم. این عوامل سرعت رسیدن به ابرهوش را بسیار فراتر از تصورات فعلی ما خواهد برد.

فی-فی لی نیز با یادآوری پرسش آلن تورینگ درباره ماشین‌های متفکر، بر ماهیت هوش تأکید می‌کند. او می‌گوید هوش مصنوعی از ابتدا با هدف گسترش مرزهای هوش متولد شد. او با تعریف رایج ابرهوش موافق است، اما هشدار می‌دهد که باید احتیاط کنیم. بخشی از هوش مصنوعی امروزی از نظر توانایی صحبت به زبان‌های مختلف یا محاسبات سریع، از هر انسانی برتر است.

 مرزهای خلاقیت: آیا هوش مصنوعی می‌تواند یک انیشتین باشد؟

فی-فی لی با اشاره به محدودیت‌های اساسی هوش مصنوعی، پرسشی بنیادی را مطرح می‌کند. او می‌پرسد: «آیا هوش مصنوعی می‌تواند هرگز یک نیوتون باشد؟ آیا می‌تواند یک انیشتین یا پیکاسو شود؟» پاسخ او به این پرسش منفی است. او توضیح می‌دهد که اگر تمام داده‌های آسمانی مربوط به حرکت ستارگان را در اختیار هر الگوریتم هوش مصنوعی قرار دهیم، قادر به استنتاج قوانین حرکت نیوتون نخواهد بود.

این توانایی که در انسان وجود دارد، ترکیبی از خلاقیت و انتزاع است. لی تأکید می‌کند که هوش مصنوعی امروز یا حتی فردا را در حال انجام چنین کاری نمی‌بیند. اریک اشمیت نیز با ذکر مثالی مشابه این دیدگاه را تأیید می‌کند. او می‌گوید با تمام دانش موجود در یک کامپیوتر در سال ۱۹۰۲، نمی‌توان نظریه نسبیت را ابداع کرد.

اشمیت توضیح می‌دهد که سیستم‌های کنونی در “استدلال در زمان آزمون” مشکل دارند. آن‌ها نمی‌توانند استدلالی را که یاد گرفته‌اند به سرعت به خودشان بازخورانده و از آن برای اثبات بعدی استفاده کنند. این در حالی است که یک ریاضیدان انسانی می‌تواند بر اساس اثبات قبلی، اثبات بعدی را بنا کند. او معتقد است برای دستیابی به ابرهوش واقعی، احتمالاً به یک پیشرفت الگوریتمی دیگر نیاز داریم.

همکاری انسان و ماشین: راهبرد غالب آینده

فی-فی لی در پاسخ به دیدگاه خوشبینانه جامعه دره سیلیکون درباره رسیدن به فراوانی مطلق، احتیاط لازم را به خرج می‌دهد. او اگرچه به قابلیت‌های شگفت‌انگیز هوش مصنوعی در تقویت توانایی‌های انسان اعتقاد دارد، اما شکلی که برای آن متصور است، همکاری است.

او با ترکیب داغ‌ترین واژه‌هایی مانند هوش مصنوعی، ابرهوش و ربات‌های انسان‌نما مخالف است و معتقد است رباتیک راه درازی در پیش دارد. لی بر این باور است که چابکی و مهارت در سطح انسانی برای دستکاری اشیا، نیازمند زمان بسیار بیشتری برای تحقق است.

اریک اشمیت نیز تمام شواهد موجود را مؤید همین دیدگاه می‌داند و از فی-فی لی به خاطر بیان این موضوع تشکر می‌کند. او شکل آینده را نه جایگزینی، بلکه تعامل بین انسان و کامپیوتر می‌داند. اشمیت به آینده‌ای اشاره می‌کند که در آن هشت میلیارد انسان با داشتن یک انیشتین در جیب خود، می‌توانند بهره‌وریشان را افزایش دهند. برنده واقعی، تیم‌سازی بین قضاوت و بینش انسان و قدرت تفکر و حافظه یک ابرکامپیوتر خواهد بود.

انفجار اقتصادی هوش مصنوعی: رفاه برای همه یا تمرکز ثروت؟

اریک اشمیت به این پرسش که آیا هوش مصنوعی به رفاه همگانی منجر می‌شود، با شکلی از تردید پاسخ می‌دهد. او استدلال می‌کند که اگرچه فرضیه فراوانی، دسترسی همگان را پیش‌بینی می‌کند، اما شواهد نشان می‌دهد این فناوری‌ها اثرات شبکه‌ای دارند. این اثرات می‌تواند منافع را در میان تعداد معدودی از کشورها، شرکت‌ها و افراد متمرکز کند. این یک سؤال مهم در حوزه سیاست‌گذاری عمومی است.

او تأکید می‌کند که ثروت قطعاً ایجاد خواهد شد، زیرا این ثروت از طریق افزایش کارایی حاصل می‌شود. شرکت‌هایی که هوش مصنوعی را به کار می‌گیرند، بهره‌وری چشمگیری تجربه می‌کنند. اشمیت به حوزه‌هایی مانند توزیع نفت، زیست‌شناسی، پزشکی و کشف مواد جدید اشاره می‌کند که هوش مصنوعی می‌تواند تحولات عظیم و صرفه‌جویی‌های کلانی در آنها ایجاد کند. شرکت‌های پیشگام، بازدهی نامتناسبی به دست خواهند آورد.

سپس این پرسش مطرح می‌شود که آیا این سودها به صورت یکنواخت توزیع خواهند شد یا در اطراف early adopterها متمرکز می‌مانند. اشمیت دیدگاه خود را اینگونه بیان می‌کند که به احتمال زیاد، منافع حول محور کشورهای دارای حکمرانی خوب و سرمایه متمرکز خواهد شد. با این حال، او به demonetization عظیم در بسیاری از حوزه‌ها مانند حمل‌ونقل خودران و دسترسی به بهترین پزشکان اشاره می‌کند.

فی-فی لی نیز با این تحلیل موافق است. او می‌پذیرد که هوش مصنوعی در حوزه‌هایی مانند سلامت، حمل‌ونقل و دانش به شدت توانایی‌ها را دموکراتیک می‌کند. اما او خاطرنشان می‌سازد که این افزایش بهره‌وری جهانی لزوماً به رفاه مشترک منجر نمی‌شود. مسئله رفاه مشترک، مشکلی عمیق‌تر است که حل آن مستلزم اتخاذ سیاست‌های مناسب، تصمیم‌گیری‌های سیاسی و توزیع عادلانه‌تر منابع است.

 رقابت جهانی برای ابرهوش: برندگان و بازندگان

اریک اشمیت موقعیت فعلی ایالات متحده را به دلیل عمق بازار سرمایه و دسترسی به تراشه‌های پیشرفته تولید تی‌اس‌ام‌سی، پیشتاز می‌داند. او معتقد است اگر ابرهوشی قرار باشد پدیدار شود، حاصل تلاش همین ابرمقیاس‌کنندگان خواهد بود. ارزش توانایی حل هر مشکل لاینحل بشری، بی‌نهایت است. در این میان، چین با موانعی در بازار سرمایه و دسترسی به تراشه‌ها روبرو است و سایر کشورها حتی از این هم عقب‌تر هستند. استراتژی موفق، همانند عربستان سعودی، مشارکت با شرکت‌های آمریکایی است.

فی-فی لی معتقد است سرمایه‌گذاری نکردن در هوش مصنوعی، از نظر کلان یک تصمیم اشتباه است. اما آیا هر کشوری باید مرکز داده مستقل خود را داشته باشد؟ لی با بیان اینکه “این بستگی دارد” پاسخ می‌دهد. برای منطقه خاورمیانه با انرژی ارزان، پاسخ مثبت است، اما کشورهای کوچک‌تر ممکن است توانایی مالی آن را نداشته باشند. راه حل، مشارکت هوشمندانه است، همانند فرانسه که با ابوظبی همکاری کرد

در این زمینه، فی-فی لی بر سرمایه‌گذاری کشورها در سرمایه انسانی، ایجاد مشارکت‌ها و توسعه پشته فناوری داخلی تأکید می‌کند. . اشمیت در این میان، نگرانی عمیق خود را درباره آفریقا ابراز می‌کند. او می‌پرسد چگونه آفریقا می‌تواند از این فناوری بهره‌مند شود؟ بدون دولت‌های باثبات، دانشگاه‌های قوی و ساختارهای صنعتی، این قاره همچنان عقب خواهد ماند و این مشکل هنوز حل نشده است.

آینده‌ای حل‌شده: زمانی که ریاضیات و نرم‌افزار تسخیر می‌شوند

اریک اشمیت با نگاهی خوشبینانه معتقد است دستیابی به موفقیت‌های بزرگ در حوزه ریاضیات و نرم‌افزار در سال‌های آینده بسیار محتمل است. او دلیل فنی این امر را ماهیت مدل‌های زبانی بزرگ می‌داند که در اصل بر پایه پیش‌بینی کلمه بعدی عمل می‌کنند. وقتی با دایره واژگان محدودی مانند ریاضیات، نرم‌افزار یا حتی حملات سایبری روبرو هستیم، این سیستم‌ها می‌توانند تنها با مقیاس‌پذیری بیشتر، پیشرفت‌های چشمگیری داشته باشند. او توضیح می‌دهد که در این حوزه‌ها شما با محدودیت‌های فیزیکی دنیای واقعی مواجه نیستید و تنها با انجام محاسبات بیشتر می‌توانید به نتایج صحیح و قابل تأیید دست یابید.

با این حال، فی-فی لی با احترام، اما قاطعانه با این دیدگاه مخالفت می‌کند. او پیش‌بینی می‌کند که ما نخواهیم توانست تمام مسائل بنیادین در ریاضیات، فیزیک و شیمی را تنها در پنج سال آینده حل کنیم. لی بر این باور است که بزرگ‌ترین قابلیت بشریت، در واقع مطرح کردن سؤال‌های جدید و اساسی است. همانطور که آلبرت انیشتین گفته است، جوهر علم، پرسیدن سؤال درست است و انسان‌ها همواره سؤال‌های جدیدی برای پرسیدن خواهند یافت.

این تفاوت دیدگاه، شکافی عمیق را در پیش‌بینی آینده هوش مصنوعی نشان می‌دهد. از یک سو، پیشرفت‌های خیره‌کننده در حیطه‌های ساختاریافته و مبتنی بر قواعد دیده می‌شود. از سوی دیگر، قلمرو پیچیده خلاقیت، پرسش‌گری و تعامل با دنیای فیزیکیِ پر از عدم قطعیت، هنوز عرصه‌ای است که به باور بسیاری از کارشناسان، در انحصار ذهن انسان باقی خواهد ماند. این تقابل، خود زمینه‌ساز بحث‌های مهیج و شرط‌بندی‌هایی بین متخصصانی مانند اشمیت و لی شده است.

جهان‌های مجازی: گذراندن زمان در چندکیهان

فی-فی لی در معرفی شرکت جدیدش، “World Labs“، توضیح می‌دهد که مأموریت آنها ساخت «مدل‌های بزرگ جهانی» است. این چالش، گام منطقی پس از موفقیت مدل‌های زبانی بزرگ محسوب می‌شود. او اشاره می‌کند که انسان‌ها از هوش فضایی ذاتی برخوردارند که به آن‌ها امکان درک جهان فیزیکی سه‌بعدی و تجسم هر جهان دیگری را می‌دهد. با این حال، تا پیش از این، هیچ مدل کامپیوتری وجود نداشت که چنین درک جامعی از جهان را ارائه دهد.

شرکت او ادعا می‌کند اولین مدل بزرگ جهان را ایجاد کرده است. لی با این پیش‌بینی که ما زمان بیشتری را در جهان‌های مجازی خواهیم گذراند، موافق است. او بلافاصله توضیح می‌دهد که این به معنای جایگزینی یا نادیده گرفتن دنیای فیزیکی نیست. در عوض، او آینده‌ای را متصور می‌شود که در آن بخش عظیمی از فعالیت‌های اساسی ما، از کار و بهره‌وری گرفته تا سرگرمی، ارتباطات و آموزش، در یک فضای ترکیبی انجام خواهد شد.

او یک مثال ملموس و حیاتی را بیان می‌کند: حوزه پزشکی و به خصوص جراحی. لی پیش‌بینی می‌کند که انجام یک عمل جراحی به طور فزاینده‌ای به ترکیبی از واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و البته خود واقعیت فیزیکی تبدیل خواهد شد. این الگوی ادغام دنیاهای فیزیکی و مجازی، در تمامی بخش‌های دیگر صنعت و زندگی نیز قابل تصور و اجرا است.

در نهایت، فی-فی لی این چشم‌انداز را اینگونه جمع‌بندی می‌کند: بشریت با استفاده از این مدل‌های بزرگ جهانی، در آستانه ورود به یک «چندکیهان بی‌پایان» قرار دارد. این فناوری، امکان کشف، خلق و تعامل در بینهایت جهان ممکن را برای ما فراهم خواهد کرد و مرز بین واقعیت و تخیل را بیش از پیش کمرنگ خواهد کرد.

نقش نهایی انسان: عاملیت و شأن در عصر ابرهوش

اریک اشمیت با نگاهی به آینده‌ای دورتر، نقش متمایز انسان را در رقابت‌های فیزیکی و اجتماعی می‌بیند. او پیش‌بینی می‌کند که حتی اگر ربات‌ها بتوانند در همه زمینه‌ها از انسان پیشی بگیرند، باز هم انسان‌ها به تماشا و تشویق یکدیگر در رقابت‌های ورزشی انسانی مانند فرمول یک ادامه خواهند داد. این علاقه به دیدن آنچه دیگر انسان‌ها قادر به انجام آن هستند، ذاتی و پایدار است. او استدلال می‌کند که فرض جایگزینی کامل انسان، بسیاری از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرد. هوش کامپیوترها احتمالاً شکلی کاملاً متفاوت از هوش انسانی خواهد بود و بعید است که انسان‌ها به کلی از این فرآیند حذف شوند.

در این میان، فی-فی لی بر نکتۀ اساسی و اخلاقی تأکید می‌ورزد. او با قاطعیت بیان می‌کند که مهم‌ترین اصل در بحث هوش مصنوعی عمومی و ابرهوش، حفظ “شأن و عاملیت انسانی” است. جهان ما، مگر در صورت نابودی این گونه، باید انسان‌محور باقی بماند. خواه صحبت از اتوماسیون باشد یا همکاری، محوریت باید بر رفاه، اختیار و کرامت انسان باشد. این تمرکز باید در قلب هر فناوری، کسب‌وکار، محصول و سیاستی قرار گیرد و هرگز نباید از آن غافل شد. این دیدگاه انسان‌محور، پاسخی متقابل به هرگونه سناریوی آخرالزمانی است و آینده‌ای را ترسیم می‌کند که در آن فناوری در خدمت تعالی بشریت قرار دارد.

امتیاز کاربران: 5 ( 1 رای)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا