چشمانداز مشاغل برای دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰

در طول دهه گذشته، گزارش دوسالانه «آینده مشاغل» مجمع جهانی اقتصاد، روندهای در حال تحول فناوری، اجتماعی و اقتصادی را دنبال کرده است. هدف این گزارش، درک اختلال در مشاغل و شناسایی فرصتهای انتقال کارگران به مشاغل آینده است. چشمانداز مشاغل برای دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ نشان میدهد که با ورود به سال ۲۰۲۵، چشمانداز کار همچنان به سرعت در حال تحول است.
دستاوردهای تحولآفرین، به ویژه در هوش مصنوعی مولد (GenAI)، در حال بازتعریف صنایع و وظایف در همه بخشها هستند. این پیشرفتهای فناورانه، در حال همگرایی با طیف وسیعتری از چالشها از جمله نوسانات اقتصادی، بازتنظیمهای ژئواکونومیک، چالشهای زیستمحیطی و انتظارات در حال تحول جامعه هستند. در پاسخ، این پنجمین ویرایش گزارش آینده مشاغل، تمرکز خود را گسترش داده و تحلیلی جامع از روندهای به هم پیوستهای ارائه میدهد که بازار کار جهانی را شکل میدهند.
محور اصلی این گزارش، مجموعه دادههای منحصربهفردی است که از یک نظرسنجی گسترده از کارفرمایان جهانی به دست آمده است. ویرایش امسال، دیدگاههای بیش از ۱۰۰۰ کارفرما را ثبت کرده است. این کارفرمایان نماینده بیش از ۱۴ میلیون کارگر در ۲۲ خوشه صنعتی و ۵۵ اقتصاد هستند. این مشارکت، بینش بینظیری را در مورد چشمانداز مشاغل در حال ظهور برای دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ ارائه میدهد.
یافتههای کلیدی: محرکهای اصلی تحول
تغییر فناوری، شکاف ژئواکونومیک، عدم اطمینان اقتصادی، تحولات جمعیتی و گذار سبز، به طور جداگانه و در ترکیب با هم، از جمله محرکهای اصلی مورد انتظار برای شکلدهی و تحول بازار کار جهانی تا سال ۲۰۳۰ هستند. گزارش آینده مشاغل ۲۰۲۵، دیدگاه بیش از ۱۰۰۰ کارفرمای برجسته جهانی را گرد هم آورده است. این کارفرمایان در مجموع نماینده بیش از ۱۴ میلیون کارگر در ۲۲ خوشه صنعتی و ۵۵ اقتصاد از سراسر جهان هستند. هدف این گزارش، بررسی چگونگی تأثیر این روندهای کلان بر مشاغل و مهارتها است. همچنین راهبردهای تحول نیروی کار که کارفرمایان در پاسخ به این تغییرات در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ برنامهریزی کردهاند، مورد بررسی قرار میگیرد.
گسترش دسترسی دیجیتال، انتظار میرود تبدیلشوندگیترین روند باشد. این روند هم در میان روندهای مرتبط با فناوری و هم در کل روندها، اولویت دارد. شصت درصد از کارفرمایان انتظار دارند این روند، کسبوکار آنان را تا سال ۲۰۳۰ متحول کند. پیشرفت در فناوریها، به ویژه هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات (۸۶٪)، رباتیک و اتوماسیون (۵۸٪) و تولید، ذخیره و توزیع انرژی (۴۱٪) نیز انتظار میروند تحولآفرین باشند. انتظار میرود این روندها تأثیری واگرا بر مشاغل داشته باشند. آنها هم سریعترین نقشهای در حال رشد و هم سریعترین نقشهای در حال افول را هدایت میکنند. این روندها، تقاضا برای مهارتهای مرتبط با فناوری از جمله هوش مصنوعی و کلانداده، شبکهها و امنیت سایبری و سواد فناورانه را افزایش میدهند. پیشبینی میشود این مهارتها، سه مهارت با سریعترین رشد باشند.
تحول ۵۰ درصدی کسبوکارها تا ۲۰۳۰ تحت تأثیر شوک هزینه زندگی
افزایش هزینه زندگی، به عنوان دومین روند تحولآفرین کلی و برترین روند مرتبط با شرایط اقتصادی رتبهبندی شده است. نیمی از کارفرمایان انتظار دارند این روند، کسبوکار آنان را تا سال ۲۰۳۰ متحول کند. این در حالی است که کاهش تورم جهانی انتظار میرود. کندی رشد اقتصادی نیز، در درجه کمتری، همچنان در اولویت است. انتظار میرود این روند، ۴۲٪ از کسبوکارها را متحول کند. پیشبینی میشود تورم، چشماندازی مختلط برای خالص ایجاد شغل تا سال ۲۰۳۰ داشته باشد. انتظار میرود رشد کندتر، منجر به جابجایی ۱.۶ میلیون شغل در سطح جهانی شود. این دو تأثیر بر ایجاد شغل، انتظار میرود تقاضا برای تفکر خلاق و مهارتهای تابآوری، انعطافپذیری و چابکی را افزایش دهند.
رویکرد مهارتمحور در جذب استعداد
افزایش دستمزدها نیز از سوی ۵۰٪ از پاسخدهندگان بهعنوان یک اولویت مهم مطرح شده و این موضوع در بخش آموزش و آموزش حرفهای اهمیت بیشتری دارد؛ بهطوری که ۶۱٪ از کارفرمایان این بخش بر این اقدام تأکید کردهاند.
بهرهگیری از منابع متنوع استعداد نیز بهطور فزایندهای اهمیت یافته است. اکنون نزدیک به نیمی از کارفرمایان مورد بررسی (۴۷٪) پتانسیل این استراتژی را برجسته میدانند؛ افزایشی قابل توجه نسبت به اندکی بیش از ۱۰٪ در نسخه ۲۰۲۳ گزارش. این یافتهها بر ظرفیت رویکردهای مهارتمحور تأکید دارند؛ رویکردهایی که در آنها شناسایی و جذب استعدادها بر اساس مهارتها انجام میشود، نه صرفاً مدارک و گواهیهای سنتی.
در همین راستا، کارفرمایان علاقه بیشتری به ارائه اقدامات انعطافپذیر در محیط کار نشان میدهند؛ از جمله فراهم کردن امکان دورکاری فرامرزی (۲۷٪) و حمایت از کارکنانی با مسئولیتهای مراقبتی (۲۶٪).
در مقابل، تبیین هدف و اثرگذاری کسبوکار با کاهش میزان توجه مواجه شده است. این عامل که در نسخه ۲۰۲۳ گزارش در رتبه چهارم قرار داشت، اکنون تنها توسط ۳۷٪ از کارفرمایان بهعنوان یک اقدام مؤثر برای افزایش دسترسی به استعدادها مورد تأکید قرار گرفته است.
سیاستهای عمومی
در سطح جهانی، زمانی که از کارفرمایان درباره مداخلات سیاستگذاری عمومی با بیشترین ظرفیت برای افزایش دسترسی به استعدادها در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ پرسیده شد، آنها تأمین مالی بازآموزی و ارتقای مهارتها (۵۵٪) و ارائه مستقیم برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت (۵۲٪) را بهعنوان دو اقدام سیاستی حیاتی معرفی کردند (شکل ۴.۶). این موضوع نشاندهنده تمایل بنگاهها به سرمایهگذاری پایدار بخش عمومی در توسعه مهارتها برای همراستا کردن توانمندیهای نیروی کار با نیازهای آینده بازار کار است.
بهبود نظامهای آموزش عمومی از نظر اهمیت ارتقا یافته و اکنون در رتبه سوم قرار دارد؛ بهطوری که ۴۷٪ از پاسخدهندگان این اقدام سیاستی را برجسته دانستهاند، که نسبت به رتبه چهارم در نسخه ۲۰۲۳ گزارش افزایش نشان میدهد. در کشورهایی مانند اسرائیل، قزاقستان و فیلیپین، بهبود نظام آموزش عمومی بیشترین رشد را در اولویتبندی سیاستی برای افزایش دسترسی به استعدادها داشته و بهترتیب هفت، شش و شش رتبه نسبت به سال ۲۰۲۳ ارتقا یافته است. همزمان، انعطافپذیری در تعیین دستمزدها در سطح جهانی به رتبه پنجم رسیده و از رتبه ششم در سال ۲۰۲۳ بالاتر آمده است؛ بهطوری که ۳۸٪ از پاسخدهندگان بر اهمیت این سیاست تأکید کردهاند.
در مقابل، یارانههای دستمزدی بیشترین کاهش را در میزان اهمیت ادراکشده تجربه کردهاند و از رتبه سوم در سال ۲۰۲۳ به رتبه هشتم در نسخه امسال گزارش سقوط کردهاند؛ بهطوری که تنها ۲۶٪ از پاسخدهندگان آن را بهعنوان یک ابزار سیاستی کلیدی مطرح کردهاند.
پراکندگی اولویتهای سیاستی در صنایع و کشورهای مختلف
انعطافپذیری در رویههای استخدام و اخراج که پیشتر در رتبه چهارم قرار داشت، نسبت به سال ۲۰۲۳ دو رتبه کاهش یافته و اکنون ۴۴٪ از کارفرمایان به آن اشاره کردهاند. با وجود این کاهش کلی در تأکید بر این اقدامات، یارانههای دستمزدی همچنان در کشورهایی مانند ترکیه و مراکش بهعنوان مهمترین سیاست مورد توجه قرار دارند، در حالی که انعطافپذیری در استخدام و اخراج در یازده کشور از جمله استرالیا، برزیل، جمهوری کره و سنگاپور بالاترین اولویت سیاستی به شمار میرود.
در پرتو تغییرات جمعیتی، شرکتها بهطور فزایندهای در حال بررسی مداخلات سیاستی با هدف گسترش دامنه استعدادها هستند. اصلاح قوانین کار مرتبط با دورکاری از سوی ۳۶٪ از کارفرمایان بهعنوان یک اولویت مطرح شده است.
این اولویت بهویژه از سوی شرکتهای مستقر در آفریقای زیرصحرایی مورد تأکید قرار گرفته است و از منظر صنعتی نیز در بخش مالی—شامل خدمات مالی و بازارهای سرمایه، و همچنین بیمه و مدیریت بازنشستگی—اهمیت بالایی دارد.
در مقابل، تغییرات در قوانین مهاجرتی با سهم ۲۶٪ تأکید کمتری دریافت کردهاند، بهجز در صنایعی مانند تولید کالاهای مصرفی، اقامت، غذا و تفریح و الکترونیک که توجه بیشتری به این سیاست نشان دادهاند. در همین حال، یکچهارم پاسخدهندگان (۲۵٪) بر اصلاح نظامهای بازنشستگی و سن بازنشستگی تأکید کردهاند. شرکتهای مستقر در شرق آسیا—جایی که اثرات پیر شدن نیروی کار در حال حاضر برجستهتر است—بیش از سایر مناطق از این سیاست عمومی حمایت میکنند. در مقابل، سازمانهای اندکی در مناطقی با جمعیت جوانتر، مانند آفریقای زیرصحرایی و جنوب آسیا، پتانسیل چنین مداخلات سیاستی را قابل توجه میدانند.

تنوع، برابری و شمول
در سطح جهانی، نتایج «نظرسنجی آینده مشاغل» نشان میدهد که کارفرمایان توجه بیشتری به تنوع، برابری و شمول در محیط کار نشان میدهند؛ توجهی که با درک فزاینده از نقش این رویکرد در افزایش دسترسی به استعدادها همراه است. بهرهگیری از منابع متنوع استعداد اکنون در میان پنج رویه تجاری برتر و اثرگذار برای افزایش دسترسی به نیروی کار قرار گرفته است؛ در حالی که در نسخه ۲۰۲۳ این گزارش، رتبه یازدهم را داشت.
۸۳٪ از کارفرمایان شرکتکننده در این نظرسنجی اعلام کردهاند که اقدامات مرتبط با تنوع، برابری و شمول را اجرا کردهاند؛ رقمی که نسبت به ۶۷٪ در سال ۲۰۲۳ افزایش قابل توجهی نشان میدهد. این روند بهویژه در سازمانهای بزرگتر مشهود است؛ بهطوری که تقریباً تمامی شرکتهایی با بیش از ۵۰ هزار کارمند (۹۵٪) و همچنین شرکتهای مستقر در آمریکای شمالی (۹۶٪) گزارش دادهاند که چنین اقداماتی را به اجرا گذاشتهاند. در مقابل، شرکتهای مستقر در اقتصادهای با درآمد متوسط رو به پایین (۷۵٪) و سازمانهای کوچکتر (۷۳٪) احتمال کمتری برای اجرای این سیاستها دارند.
همانطور که در شکل ۴.۷ نشان داده شده است، ۵۱٪ از کارفرمایان قصد دارند آموزشهای مرتبط با تنوع، برابری و شمول را برای مدیران و کارکنان برگزار کنند؛ اقدامی که همچنان رایجترین برنامه پیشبینیشده برای اجرا در پنج سال آینده به شمار میرود. پس از آن، ابتکارات هدفمند در زمینه جذب، نگهداشت و پیشرفت شغلی (۴۸٪) قرار دارند و تعیین اهداف، شاخصها و سهمیههای مرتبط با تنوع، برابری و شمول (۴۲٪) سریعترین رشد را در میزان پذیرش پیشبینیشده تجربه کرده است. در نسخه ۲۰۲۳ این گزارش، تنها یکچهارم شرکتها برنامهای برای تعیین چنین اهدافی داشتند.
عدالت پرداخت در صدر، اما با تفاوتهای جغرافیایی گسترده
همچنین بازبینی عدالت پرداخت و حسابرسی حقوق و دستمزد، تدوین پروتکلهای مقابله با آزار و اذیت، و حمایت از کارکنانی با مسئولیتهای مراقبتی نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفتهاند؛ بهطوری که بهترتیب ۳۹٪، ۳۳٪ و ۲۶٪ از شرکتها قصد دارند این اقدامات را اجرا کنند. در مقابل، استخدام مسئولان تخصصی تنوع، برابری و شمول و حمایت از گروههای منابع کارکنان (ERGها) کمتر مورد اشاره قرار گرفته و تنها بهترتیب توسط ۱۵٪ و ۲۲٪ از سازمانهای مورد بررسی دنبال میشود.
برای مشاهده نمودار ۴.۷ و ۴.۸ کلیک کنید.
تفاوتهای جغرافیایی همچنان پابرجاست. برای مثال، همانطور که در جدول ۴.۱ نشان داده شده است، شرکتهایی که دفتر مرکزی آنها در خاورمیانه و شمال آفریقا قرار دارد، کمتر احتمال دارد بازبینی عدالت پرداخت را انجام دهند (۲۳٪)، در حالی که شرکتهای مستقر در آمریکای لاتین و حوزه کارائیب تمایل بیشتری به اجرای پروتکلهای مقابله با آزار و اذیت دارند (۵۴٪). در آمریکای شمالی نیز سهم بهمراتب بالاتری از کارفرمایان (۴۲٪) انتظار دارند گروههای منابع کارکنان (ERGها) را راهاندازی کنند.

رتبهبندی گروههای هدف در سرمایهگذاری اجتماعی کسبوکارها
از نظر ویژگیهای جمعیتی کارکنان، زنان در سطح جهانی بالاترین اولویت را در برنامههای تنوع، برابری و شمول کارفرمایان شرکتکننده در نظرسنجی دارند؛ بهطوریکه ۷۶٪ از پاسخدهندگان انتظار دارند اقداماتشان بر این گروه متمرکز باشد (شکل ۴.۹). پس از آن، افراد دارای معلولیت با ۵۶٪ و جوانان نسل Z (افراد زیر ۲۵ سال) با ۵۲٪ در رتبههای دوم و سوم قرار دارند.
کارکنان مسنتر (افراد بالای ۵۵ سال) و افرادی که خود را LGBTQI+ معرفی میکنند، بهترتیب مورد توجه ۴۲٪ و ۳۳٪ از کارفرمایان قرار خواهند گرفت. در نهایت، ۲۷٪ از پاسخدهندگان انتظار دارند بر افراد متعلق به گروههای مذهبی، قومی یا نژادی محروم تمرکز داشته باشند. این رقم نسبت به گزارش سال ۲۰۲۳ کاهش یافته است؛ زمانی که نزدیک به دو پنجم کارفرمایان انتظار داشتند بر این گروهها تمرکز کنند.
کمذکرشدهترین گروهها شامل افراد با پیشینه درآمدی پایین (۲۴٪) و مهاجران، پناهندگان و آوارگان (۲۱٪) هستند.

دستمزدها
با توجه به تغییرات پویایی نیروی کار در نتیجه روندهای کلانی مانند تحول فناوری، تغییرات جمعیتی و عدم قطعیتهای اقتصادی، پویایی دستمزدها به عاملی هرچه مهمتر برای درک شکل بازارهای کار آینده تبدیل شده است. بر اساس یافتههای «نظرسنجی آینده مشاغل»، بیش از نیمی از کارفرمایان در سطح جهانی (۵۲٪) انتظار دارند سهم درآمد اختصاصیافته به دستمزدها در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ افزایش یابد. در مقابل، ۴۱٪ از کارفرمایان پیشبینی میکنند سهم فعلی دستمزدها ثابت بماند و ۷٪ نیز کاهش آن را تا سال ۲۰۳۰ محتمل میدانند (نمودار ۴.۱۰).

شرکتهای کوچکتر انتظار بیشتری برای افزایش سهم دستمزدها از کل درآمد دارند؛ بهطوری که ۵۷٪ از کارفرمایان با کمتر از ۱۰۰۰ کارمند پیشبینی میکنند سهم دستمزدها افزایش یابد. در مقابل، تنها ۴۵٪ از کارفرمایان با ۱۰,۰۰۰ تا ۵۰,۰۰۰ کارمند و ۴۷٪ از آنهایی که بیش از ۵۰,۰۰۰ کارمند دارند، انتظار چنین افزایشی را دارند.
اولویت بهرهوری در برابر اولویت حفظ استعداد در صنایع و کشورهای مختلف
در شکلدهی سیاستهای دستمزد و جبران خدمات، دو عامل در سطح جهانی برجسته هستند: بهرهوری و عملکرد کارکنان (۷۷٪ از پاسخدهندگان) و رقابت برای حفظ استعدادها (۷۱٪) (شکل ۴.۱۱). از منظر بخشهای صنعتی، تنها شش صنعت انتظار دارند رقابت برای جذب و حفظ استعدادها نسبت به بهرهوری و عملکرد، عامل اصلی در تعیین دستمزد باشد: الکترونیک، بیمه و مدیریت بازنشستگی، خدمات حرفهای، املاک و مستغلات، خدمات پزشکی و بهداشت و درمان، و دولت و بخش عمومی. سایر صنایع تمرکز بیشتری بر بهرهوری بهعنوان عامل حیاتی در طراحی استراتژیهای دستمزد برای دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ دارند.
از نظر جغرافیایی، شرکتهای مورد بررسی در ۳۲ اقتصاد، هماهنگی دستمزد با بهرهوری و عملکرد را عامل کلیدی میدانند، در حالی که پاسخدهندگان در ۲۸ اقتصاد تأکید بیشتری بر رقابت برای جذب و حفظ استعدادها دارند. علاوه بر این، نابرابری دستمزدی (۳۳٪ از پاسخدهندگان)، مقررات دولتی و چانهزنی جمعی (۳۲٪) و استراتژیهای کاهش هزینه (۳۰٪) نیز بر تصمیمگیریهای مربوط به جبران خدمات در سطح جهان تأثیر میگذارند.

رویکردهای ارزیابی مهارتها
حذف الزامات مدرک تحصیلی و انجام استخدام مبتنی بر مهارت بهطور فزایندهای بهعنوان یک رویکرد مؤثر برای گسترش دسترسی به استعدادها شناخته میشود. همانطور که در شکل ۴.۱۲ نشان داده شده است، تجربه کاری همچنان رایجترین مکانیزم ارزیابی در فرآیندهای استخدام است، بهطوری که ۸۱٪ از کسبوکارها انتظار دارند در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ به آن متکی باشند. این روند با نسخههای قبلی گزارش همخوانی دارد و ارزش کارفرمایان را برای یادگیری عملی و دستاوردهای شغلی نشان میدهد. تنها ۴٪ از شرکتها گزارش دادهاند که مهارتهای متقاضیان را ارزیابی نمیکنند، که نشان میدهد ارزیابی مهارت تقریباً در همه صنایع رایج است.
دومین روش رایج ارزیابی، آزمونهای مهارتی است که انتظار میرود توسط ۴۸٪ از کارفرمایان استفاده شود؛ این امر نشاندهنده تمرکز فزاینده بر آزمون مستقیم شایستگیهای متقاضیان به جای تکیه صرف بر رزومه آنهاست. علاوه بر این، آزمونهای روانسنجی توسط ۳۴٪ از کسبوکارها برنامهریزی شدهاند که بیانگر تمرکز بیشتر بر ارزیابی ویژگیهای رفتاری، تواناییهای شناختی و تناسب فرهنگی متقاضیان است.
الزام داشتن مدرک دانشگاهی در رتبه سوم رویکردهای کارفرمایان برای ارزیابی مهارتها قرار دارد، بهطوری که ۴۳٪ از پاسخدهندگان انتظار دارند تا سال ۲۰۳۰ همچنان از مدرک بهعنوان یک شرط استفاده کنند. مقایسه با نسخه قبلی گزارش نشان میدهد که کارفرمایان بهطور فزایندهای بر تجربه کاری و آزمونهای روانسنجی به جای مدارک سنتی مانند مدرک دانشگاهی تمرکز دارند. این تغییر نشاندهنده شناخت روزافزون ارزش مهارتهای عملی و تواناییهای شناختی است، که ممکن است بیشتر از مدارک تحصیلی رسمی، عملکرد آینده شغلی فرد را پیشبینی کند و همزمان دامنه منابع استعداد را گسترش دهد.
تأکید مداوم بر مدرک دانشگاهی بهعنوان مانعی برای تأمین استعداد مشاغل پررشد آینده
بانک اطلاعاتی O*NET درباره الزامات تجربه شغلی نشان میدهد که از ۱۵ شغل با بیشترین رشد در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰، ۱۴ شغل عمدتاً به مدرک دانشگاهی نیاز دارند، در حالی که تنها ۷ مورد از ۱۵ شغل با بیشترین رشد نیازمند مدرک پیشرفته هستند. این اتکا به مدارک سنتی در مشاغل رو به رشد سریع همچنان گسترش نقشهای شغلی میتواند کمبود نیروی کار ماهر را تشدید کند.
اتخاذ رویکرد مبتنی بر مهارت میتواند دامنه منابع استعداد را گسترش داده و زنجیره تأمین استعداد برای این نقشهای آینده را تقویت کند. علاوه بر این، نیازهای متنوع شغلهایی که بیشترین رشد را دارند، نقش حیاتی مشاغلی را نشان میدهد که اغلب از طریق آموزشهای فنی و حرفهای، کارآموزی، تجربه عملی در محل کار یا مدارک کاردانی در دسترس هستند.
با این حال، انتظار میرود استفاده از کارآموزیها، دورههای کوتاه و گواهینامههای آنلاین در ارزیابی مهارتها نسبت به نسخه ۲۰۲۳ گزارش کمی کاهش یافته باشد: ۱۷٪ از کارفرمایان قصد دارند کارآموزیها را در اولویت قرار دهند و ۱۴٪ برنامه دارند گواهینامههای آنلاین را در تصمیمگیریهای استخدامی خود مدنظر قرار دهند.

سهم کارفرمایان مورد بررسی که قصد دارند روشهای ذکرشده را برای ارزیابی مهارتها هنگام استخدام در اولویت قرار دهند.
استراتژیهای نیروی کار در پاسخ به پذیرش هوش مصنوعی
نتایج «نظرسنجی آینده مشاغل» نشان میدهد که ۸۶٪ از کارفرمایان انتظار دارند هوش مصنوعی و فناوریهای پردازش اطلاعات تا سال ۲۰۳۰ کسبوکارشان را متحول کنند. در بخشهای خدمات مالی (۹۷٪) و الکترونیک (۹۵٪)، پیشبینی مواجهه با هوش مصنوعی بهطور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی است. در مقابل، کارفرمایان در بخشهایی مانند فناوری انرژی و خدمات عمومی (۷۲٪) و دولت و بخش عمومی (۷۶٪) انتظار دارند تا سال ۲۰۳۰ مواجهه کمتری با اختلالات ناشی از هوش مصنوعی داشته باشند.
سازمانهای بزرگتر احتمال بیشتری میدهند که مدل کسبوکارشان توسط هوش مصنوعی تغییر کند: تنها ۶٪ از شرکتهای با بیش از ۵۰,۰۰۰ کارمند انتظار دارند مواجهه کمی با هوش مصنوعی داشته باشند، در حالی که این رقم برای شرکتهای با کمتر از ۱,۰۰۰ کارمند ۱۶٪ و برای شرکتهای با ۱,۰۰۰ تا ۵,۰۰۰ کارمند ۱۵٪ است.
بهعنوان مکمل «نظرسنجی آینده مشاغل»، نظرسنجی نظر مدیران اجرایی مجمع جهانی اقتصاد دیدگاه بیش از ۱۱,۰۰۰ مدیر اجرایی در سراسر جهان را جمعآوری کرده است. در مورد موانع پذیرش هوش مصنوعی، همانطور که در شکل ۴.۱۳ نشان داده شده، نیمی از مدیران اجرایی جهان کمبود مهارتهای لازم برای پشتیبانی از پذیرش هوش مصنوعی را بهعنوان بزرگترین مانع برشمردهاند.پس از آن، عدم وجود چشمانداز در میان مدیران و رهبران (۴۳٪) قرار دارد.
سایر موانع شامل هزینه بالای محصولات و خدمات هوش مصنوعی (۲۹٪)، عدم تطابق با نیازهای کسبوکار محلی (۲۴٪)، مقررات پیچیده درباره هوش مصنوعی و استفاده از دادهها (۲۱٪) و تقاضای محدود مصرفکننده (۱۶٪) است. بهطور کلی، این نتایج نشاندهنده فاصله مداوم در مهارتهای مورد نیاز برای پذیرش هوش مصنوعی، هم برای مدیران و هم برای کارکنان است.

بازآموزی و جذب استعداد در کنار کاهش نیروی کار
در پاسخ به اختلالات پیشبینیشده ناشی از هوش مصنوعی، بازآموزی و ارتقای مهارت نیروی کار موجود به منظور کار مؤثرتر در کنار هوش مصنوعی، رایجترین استراتژی نیروی کار در شرکتهای مستقر در ۴۵ از ۵۵ اقتصاد پوشش داده شده توسط گزارش است. تا سال ۲۰۳۰، ۷۷٪ از کارفرمایان مورد بررسی قصد دارند این استراتژی را اجرا کنند (شکل ۴.۱۴).
علاوه بر این، ۶۹٪ از پاسخدهندگان قصد دارند استعدادهای ماهر در طراحی و بهبود ابزارهای هوش مصنوعی را جذب کنند و ۶۲٪ بر استخدام افرادی با مهارتهای کار با هوش مصنوعی تمرکز خواهند کرد. تقریباً نیمی از سازمانها انتظار دارند مدلهای کسبوکار خود را به فرصتهای جدید مبتنی بر هوش مصنوعی تغییر جهت دهند (۴۹٪)، در حالی که ۴۷٪ قصد دارند کارکنان موجود در نقشهای تحت تأثیر هوش مصنوعی را به سایر موقعیتها منتقل کنند.
در حالی که اکثر کارفرمایان قصد دارند افراد جدید با مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی استخدام کنند، سهم قابل توجهی (۴۱٪) نیز انتظار دارند نیروی کار خود را کاهش دهند زیرا قابلیتهای هوش مصنوعی برای بازتولید نقشها گسترش مییابد.


سهم کارفرمایان مورد بررسی که قصد دارند استراتژی ذکرشده را در پاسخ به افزایش توانمندی و نفوذ هوش مصنوعی به اجرا درآورند.
تمرکز نسبی مشاغل و مهارتهای هوش مصنوعی بر اساس صنعت
این تحلیل که با همکاری LinkedIn برای گزارش «آینده مشاغل ۲۰۲۵» انجام شده است، تمرکز نسبی مشاغل و مهارتهای هوش مصنوعی را در ۱۰ صنعت مورد بررسی قرار میدهد. این دادهها بر اساس تعداد مشاغل مرتبط با هوش مصنوعی و تعداد اعضای LinkedIn با حداقل دو مهارت مرتبط با هوش مصنوعی در هر صنعت محاسبه شده است. همانطور که در شکل B4.۴ نشان داده شده، برای امکان مقایسه بین صنایع، تمرکز هوش مصنوعی هر بخش نسبت به مقدار سال ۲۰۱۶ صنعت با بالاترین تمرکز هوش مصنوعی در آن سال (آموزش) سنجیده شده است.
این تحلیل کمک میکند تا مشخص شود کدام صنایع بیشترین استفاده از هوش مصنوعی را در زمینه مشاغل و مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی تجربه کردهاند و روند تمرکز هوش مصنوعی در طول زمان چگونه بوده است. در حالی که تمرکز هوش مصنوعی از سال ۲۰۱۶ در تقریباً تمام صنایع حداقل دو برابر شده است، رتبهبندی نسبی صنایع تا حد زیادی ثابت مانده است. در پنج سال گذشته، ترتیب صنایع با بالاترین تمرکز هوش مصنوعی بدون تغییر باقی مانده است.

فصل پنجم؛ بینشهای منطقهای، اقتصادی و بخشی
تأثیر روندهای کلان بر بازارهای کار در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰، هم دارای ویژگیهای مشترک و هم دارای تفاوتهای خاص در سطح صنایع، مناطق و اقتصادهای مختلف خواهد بود. این فصل به بررسی یافتههای کلیدی «نظرسنجی آینده مشاغل» میپردازد و تصویری از چشمانداز مورد انتظار مشاغل، نیازهای مهارتی پیشِرو و راهبردهای برنامهریزیشده نیروی کار از سوی کارفرمایان در سطوح منطقهای، ملی و بخشی ارائه میدهد. همچنین نشان میدهد که کسبوکارها در اقتصادها و صنایع مختلف چگونه خود را با این تحولات سازگار میکنند.
۵-۱- بینشهای منطقهای و اقتصادی
شرق آسیا و اقیانوسیه
شرکتهایی که دفتر مرکزی آنها در شرق آسیا قرار دارد انتظار دارند پیری جمعیت و کاهش جمعیت در سن کار و همچنین کندی رشد اقتصادی تا سال ۲۰۳۰ بازارهای کار این منطقه را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. از نظر ۶۴٪ از کارفرمایان این منطقه، فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر یکی از مهمترین موانع تحول کسبوکار به شمار میرود؛ رقمی که بالاتر از میانگین جهانی ۴۶٪ است. همچنین، کمبود استعداد در صنایع مختلف از سوی ۵۳٪ از شرکتها بهعنوان مانعی کلیدی برای تحول معرفی شده است.
برای مقابله با این چالشها، شرکتهای فعال در چین و جمهوری کره در حال سرمایهگذاری در فناوریهایی هستند که به خودکارسازی و تقویت نیروی کار کمک میکند، در حالی که شرکتهای مستقر در ژاپن و هنگکنگ (منطقه ویژه اداری چین) بیش از پیش به استفاده از مخازن متنوع استعداد روی آوردهاند.
در پنج سال آینده، بیش از نیمی از شرکتهای فعال در چین انتظار دارند تجزیه ژئواکونومیک و تلاشهای مرتبط با کاهش تغییرات اقلیمی بر فعالیتهایشان اثرگذار باشد؛ رقمی بالاتر از میانگین جهانی که بهترتیب ۳۴٪ و ۴۷٪ است. بیش از ۹۰٪ از کارفرمایان، هوش مصنوعی و رباتیک را بهعنوان فناوریهای کلیدی تحولساز برای سازمان خود معرفی کردهاند. همچنین ۴۳٪ به مواد پیشرفته و ۱۹٪ به زیستفناوری اشاره کردهاند که این ارقام نیز بالاتر از میانگین جهانی (بهترتیب ۳۰٪ و ۱۱٪) است.
کمبود استعدادهای تخصصی در صنعت نیز توسط ۳۸٪ از شرکتها بهعنوان چالش اصلی مطرح شده است. بنا بر نظر بیش از نیمی از کارفرمایان، حمایتهای دولتی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها و همچنین انعطافپذیری بیشتر در قوانین استخدام و اخراج میتواند به افزایش دسترسی به نیروی کار کمک کند، در حالی که تنها ۹٪ انتظار دارند افزایش حمایتهای عمومی از مراقبان تأثیر قابلتوجهی داشته باشد.
هنگکنگ پیشتاز در ادغام فناوری و تنوع، ژاپن درگیر پیری جمعیت و مقاومت فرهنگی
در هنگکنگ (منطقه ویژه اداری چین)، ۶۰٪ از کسبوکارها افزایش تمرکز بر مسائل اجتماعی و نیروی کار را در میان روندهای اصلی اثرگذار بر سازمان خود میدانند؛ رقمی که بهطور قابلتوجهی بالاتر از میانگین جهانی ۴۶٪ است. پس از آن، گسترش دسترسی دیجیتال (۶۰٪) و افزایش تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی (۵۶٪) قرار دارد. فناوری نقش محوری در برنامهریزی نیروی کار ایفا میکند؛ بهطوری که ۷۶٪ از شرکتها قصد دارند با استفاده از فناوریهای نوین، نیروی کار خود را تقویت کنند.
شرکتهای فعال در هنگکنگ انتظار دارند تا سال ۲۰۳۰، حدود ۴۳٪ از وظایف کاری عمدتاً توسط فناوری انجام شود که بالاتر از میانگین جهانی ۳۴٪ است. همچنین تلاش برای گسترش دامنه جذب نیروی انسانی مشهود است؛ بهگونهای که ۷۶٪ از کارفرمایان قصد دارند از منابع متنوعتری برای جذب استعداد استفاده کنند، در حالی که این رقم در سطح جهانی ۴۷٪ است. افزون بر این، ۸۲٪ از شرکتها برنامهریزی کردهاند تا ابتکارات هدفمند در حوزه جذب، نگهداشت و پیشرفت شغلی اجرا کنند، که این نیز بالاتر از میانگین جهانی ۴۸٪ است.
اولویتبندی منابع متنوع استعداد و بازآموزی در کنار انتظار برای حمایت
در مجموع، ۶۹٪ از کارفرمایان در ژاپن پیری جمعیت و کاهش جمعیت در سن کار را بهعنوان یکی از روندهای کلیدی مؤثر بر سازمان خود تا سال ۲۰۳۰ معرفی کردهاند؛ رقمی که بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی ۴۰٪ است. به گفته ۵۵٪ از پاسخدهندگان، مقاومت فرهنگی در برابر تغییر همچنان مانعی جدی برای تحول کسبوکار به شمار میرود؛ در کنار آن، شکاف مهارتی (۴۱٪) و کمبود استعداد در صنایع (۴۹٪) نیز از چالشهای مهم محسوب میشوند.
تحلیلگران امنیت اطلاعات و متخصصان داده و علم داده از جمله مشاغلی هستند که پیشبینی میشود بیشترین رشد را در کشور تجربه کنند. در پاسخ به این شرایط، شرکتهای فعال در ژاپن برنامه دارند دسترسی به منابع متنوع استعداد را در اولویت قرار دهند و از بازآموزی نیروی کار حمایت کنند. کارفرمایان همچنین انتظار دارند نقش دولت در تأمین مالی و ارائه برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت پررنگتر شود.
اولویتهای نیروی کار در کرهجنوبی و استرالیا برای دوره ۲۰۲۵-۲۰۳۰
در جمهوری کره، تکهتکه شدن ژئواکونومیک و پیشرفت فناوریهای پیشرفته در پنج سال آینده نقش مهمی در دگرگونی بازار کار خواهند داشت. ۷۱٪ از شرکتهای فعال در این کشور افزایش تنشهای ژئوپولیتیکی را بهعنوان یکی از روندهای کلیدی اثرگذار بر کسبوکار خود معرفی کردهاند. رقمی که بیش از دو برابر میانگین جهانی است. همچنین ۵۳٪ به افزایش محدودیتها در تجارت جهانی اشاره کردهاند.
شرکتهای کرهای در فناوریهایی مانند نیمهرساناها و مواد پیشرفته نسبت به همتایان جهانی خود پیشرو هستند. کمبود استعداد در سطح صنعت نیز از سوی ۴۷٪ از پاسخدهندگان بهعنوان یک چالش مهم مطرح شده است. برای مقابله با شکاف مهارتی، شرکتها قصد دارند از طریق استخدام نیروی دارای مهارتهای نوظهور (۹۲٪) و بهکارگیری فناوری برای تقویت نیروی کار (۸۳٪) اقدام کنند. همچنین کارفرمایان در کره جنوبی در نظر دارند با اقداماتی نظیر حمایت از مراقبت از کودکان برای والدین شاغل (۵۰٪)، جذب و نگهداشت نیروی انسانی را بهبود بخشند.
کسبوکارهای فعال در استرالیا با ترکیبی پیچیده از تحولات فناورانه، گذارهای سبز و تغییرات جمعیتی، همراه با تکهتکه شدن ژئواکونومیک مواجهاند. ۶۵٪ از کارفرمایان، شکاف مهارتی را مهمترین چالش میدانند و ۴۵٪ نیز ناتوانی در جذب استعداد به این بخش را از موانع اصلی در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ عنوان کردهاند. برای پاسخ به نیاز فزاینده به نیروی ماهر، ۴۵٪ از پاسخدهندگان خواهان اصلاح سیاستهای مهاجرتی برای جذب استعدادهای جهانی هستند؛ رقمی که بسیار بالاتر از میانگین جهانی ۲۶٪ است. همچنین ۴۹٪ از شرکتهای فعال در استرالیا انتظار دارند امکان دورکاری فرامرزی را فراهم کنند (تقریباً دو برابر میانگین جهانی) و ۶۳٪ نیز بهرهگیری از منابع متنوع استعداد را راهکاری مؤثر برای افزایش دسترسی به نیروی کار میدانند.

جنوبشرقی آسیا
پیشرفتهای فناورانه، عدمقطعیت اقتصادی و تشدید تکهتکهشدن ژئواکونومیک از عواملی هستند که انتظار میرود در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ بازارهای کار جنوبشرقی آسیا را شکل دهند. برای آمادگی در برابر این تحولات و پاسخ به نیازهای نوظهور کسبوکار، کارفرمایان این منطقه تمرکز ویژهای بر ارتقای مهارت نیروی کار دارند (۹۶٪ در مقایسه با ۸۵٪ در سطح جهانی) و همچنین به استخدام نیروی دارای مهارتهای جدید (۸۶٪ در برابر ۷۰٪ جهانی) توجه ویژه نشان میدهند. شمار زیادی از شرکتها در اندونزی، مالزی و فیلیپین نیز انتظار دارند با تسهیل جابجاییهای شغلی درونسازمانی به این چالشها پاسخ دهند.
یافتن نیروی کار ماهر همچنان بهعنوان یکی از اصلیترین موانع تحول کسبوکار شناخته میشود و بهویژه کارفرمایان در سنگاپور و ویتنام خواستار اصلاحات سیاستی برای گسترش پایگاه استعدادها در این کشورها هستند.
دیجیتالیشدن بهعنوان مهمترین محرک تحول بازار کار در اندونزی تا سال ۲۰۳۰ شناخته میشود؛ بهطوری که ۸۳٪ از شرکتهای فعال در این کشور انتظار دارند این روند بر فعالیت آنها تأثیر بگذارد، در حالی که این رقم در سطح جهانی ۶۰٪ است. همچنین ۴۱٪ از کارفرمایان افزایش محدودیتهای تجاری و سرمایهگذاری را بهعنوان یکی از روندهای اثرگذار بر کسبوکار خود معرفی کردهاند که تقریباً دو برابر میانگین جهانی است.
در مقایسه با میانگین جهانی، سهم بالاتری از شرکتها قصد دارند از مواد نوین و کامپوزیتها (۵۲٪) و همچنین فناوریهای حسگری، لیزری و نوری (۳۹٪) بهره ببرند. راهبردهای نیروی کار عمدتاً بر انتقال کارکنان از مشاغل رو به افول به نقشهای در حال رشد متمرکز خواهد بود؛ بهطوری که متخصصان هوش مصنوعی و متخصصان پایداری در صدر مشاغل در حال رشد قرار دارند و در مقابل، مشاغل اداری و ورود دادهها با کاهش تقاضا مواجه خواهند شد.
اولویتهای نیروی کار در مالزی و فیلیپین
بهطور کلی، شرکتهای فعال در مالزی انتظار دارند محدودیتهای فزاینده در تجارت و سرمایهگذاری جهانی (۴۵٪)، همراه با تمرکز بیشتر بر یارانههای دولتی و سیاستهای صنعتی (۳۴٪) و سختگیرانهتر شدن مقررات ضدانحصار (۳۱٪)، تا سال ۲۰۳۰ موجب تحول در کسبوکارها شود. تمامی این ارقام بالاتر از میانگین جهانی هستند.
کارفرمایان همچنین گسترش دسترسی دیجیتال را یکی از محرکهای کلیدی تحول میدانند. موضوعی که ۷۹٪ از پاسخدهندگان به آن اشاره کردهاند. در واکنش به این تحولات، شرکتهای مالزیایی رویکردهای متفاوتی را برای بازآموزی نیروی کار در پیش گرفتهاند. در حالی که بیشتر سازمانها انتظار دارند هزینه آموزش را خود تأمین کنند، ۳۲٪ از برنامههای بازآموزی قرار است بهصورت مشترک در سطح صنعت تأمین مالی شوند. رقمی که دو برابر میانگین جهانی است. افزون بر این، ۳۵٪ از کارفرمایان این کشور اعلام کردهاند که هنگام ارزیابی مهارتهای متقاضیان شغلی، دورههای کوتاهمدت و گواهیهای آنلاین را مدنظر قرار خواهند داد؛ رقمی بیش از دو برابر میانگین جهانی (۱۴٪).
در فیلیپین، گسترش دسترسی دیجیتال و اقدامات مرتبط با کاهش و سازگاری با تغییرات اقلیمی بهطور همزمان پیشبینی میشود که پویایی بازار کار را تا سال ۲۰۳۰ شکل دهند. با توجه به اینکه دوسوم کارفرمایان این کشور کمبود مهارت را مانعی اساسی در سالهای پیشرو میدانند، شرکتها قصد دارند تلاشهای خود برای بازآموزی نیروی کار را افزایش دهند. برآورد میشود ۶۸٪ از نیروی کار فیلیپین برای پاسخگویی به نیازهای مهارتی جدید به آموزش نیاز داشته باشند (در مقایسه با ۵۹٪ در سطح جهانی)، در حالی که تنها ۳۸٪ از نیروی کار تاکنون آموزش دیدهاند (در برابر ۵۰٪ جهانی). همچنین انتظار میرود نزدیک به سه نفر از هر ده نفر نیروی کار پس از ارتقای مهارت، به نقشهای شغلی جدید منتقل شوند.
اولویتهای نیروی کار در سنگاپور و تایلند
در سنگاپور، ۶۴٪ از کارفرمایان معتقدند تکهتکه شدن ژئواکونومیک بر کسبوکار آنها تأثیر خواهد گذاشت؛ رقمی که دو برابر میانگین جهانی است. مشابه روندهای جهانی و منطقهای، شرکتهای سنگاپوری نیز شکاف مهارتی، موانع مقرراتی و مقاومت سازمانی را از عوامل بازدارنده تحول میدانند. با این حال، ۹۷٪ از شرکتها اعلام کردهاند که ارتقای مهارت نیروی کار را بهعنوان راهبرد اصلی خود دنبال خواهند کرد؛ نرخی بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی. استخدام نیروهای دارای مهارتهای نوظهور و خودکارسازی فرایندها نیز از دیگر راهبردهای کلیدی پیشبینیشدهاند. با وجود این، هرچند رویکرد «مهارتمحور» میتواند به گسترش منابع استعداد در سنگاپور کمک کند، ۵۸٪ از کارفرمایان همچنان قصد دارند مدارک دانشگاهی را در تصمیمات استخدامی در اولویت قرار دهند؛ رقمی بالاتر از میانگین جهانی ۴۳٪.
در تایلند، نااطمینانی اقتصادی مهمترین دغدغه کارفرمایان است؛ بهطوری که ۷۳٪ از پاسخدهندگان انتظار دارند کندی رشد اقتصادی تا سال ۲۰۳۰ بر کسبوکار آنها اثر بگذارد که این رقم بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی ۴۲٪ است. افزایش تورم و تلاشهای مرتبط با کاهش اثرات تغییرات اقلیمی نیز از دیگر روندهای مهم تلقی میشوند. جذب استعداد بهعنوان چالشی جدی مطرح است؛ بهطوری که ۶۲٪ از پاسخدهندگان در جذب نیروی انسانی به صنعت خود و ۴۶٪ در جذب نیرو برای سازمانشان با دشواری مواجهاند. کارفرمایان در تایلند بهطور فزایندهای قصد دارند از تنوع نیروی کار بهعنوان یکی از راهکارهای پاسخ به این چالشها بهره ببرند.
برنامههای تنوع، برابری و شمول (۶۴٪) و همچنین حمایت از مراقبت از کودکان برای والدین شاغل (۴۵٪) از جمله اقداماتی هستند که شرکتها برای جذب و حفظ نیروی کار در نظر گرفتهاند. در حوزه سیاستگذاری عمومی نیز، تأمین مالی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها و همچنین ایجاد انعطافپذیری در قوانین استخدام و اخراج، بهعنوان دو سیاست مؤثر برای گسترش پایگاه نیروی انسانی شناخته میشوند.
تمایل شدید کارفرمایان ویتنام به اصلاح قوانین مهاجرت، بازنشستگی و انعطافپذیری استخدام
اکثریت شرکتهای فعال در ویتنام انتظار دارند که دیجیتالیشدن، اقدامات مرتبط با کاهش اثرات تغییرات اقلیمی و افزایش هزینههای زندگی، مدلهای کسبوکار آنها را در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ دگرگون کند. حدود نیمی از کارفرمایان همچنین محدودیتهای تجارت و سرمایهگذاری جهانی را از مهمترین روندهای اثرگذار بر فعالیتهای خود میدانند. رقمی که دو برابر میانگین جهانی (۲۳٪) است. بیش از ۶۰٪ از شرکتها معتقدند شکاف مهارتی موجود در بازار کار، سازگاری با این تحولات را دشوار میکند.
همچنین ۵۵٪ از پاسخدهندگان کمبود زیرساختهای دادهای و فنی و ۴۱٪ فقدان درک کافی از فرصتهای نوظهور را از موانع اصلی میدانند. برای رفع این چالشها، اکثریت کارفرمایان افزایش بودجه عمومی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها و نیز انعطافپذیری بیشتر در قوانین استخدام و اخراج را مؤثرترین سیاستها تلقی میکنند. علاوه بر این، نیمی از پاسخدهندگان به اصلاح قوانین مهاجرت (۵۰٪ در برابر ۲۶٪ در سطح جهانی) و تغییر سن بازنشستگی (۴۶٪ در برابر ۲۵٪ جهانی) بهعنوان راهکارهایی مهم اشاره کردهاند.

آسیای مرکزی و جنوبی
در هند، افزایش دسترسی دیجیتال، تنشهای ژئوپولیتیکی و تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی از مهمترین روندهایی هستند که انتظار میرود آینده بازار کار را تا سال ۲۰۳۰ شکل دهند. مشابه روند جهانی، شرکتهای فعال در این کشور سرمایهگذاری گستردهای در حوزه هوش مصنوعی، رباتیک، سامانههای خودکار و فناوریهای انرژی انجام میدهند. علاوه بر این، کارفرمایان هندی پیشبینی میکنند که در برخی حوزهها از میانگین جهانی نیز فراتر روند. بهطوری که ۳۵٪ انتظار دارند فناوریهای نیمهرسانا و رایانشی و ۲۱٪ فناوریهای کوانتومی و رمزنگاری نقش تحولآفرین ایفا کنند.
مشاغلی مانند متخصصان کلانداده، هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و متخصصان امنیت اطلاعات از جمله سریعترین مشاغل در حال رشد پیشبینی میشوند. برای پاسخ به نیازهای مهارتی، شرکتها در هند قصد دارند بیش از میانگین جهانی از تنوع نیروی کار استفاده کنند (۶۷٪ در برابر ۴۷٪). همچنین بهطور گستردهتری به استخدام مبتنی بر مهارت بدون الزام مدرک دانشگاهی روی آورند (۳۰٪ در برابر ۱۹٪ جهانی).
در قزاقستان، انتظار میرود گسترش دسترسی دیجیتال، افزایش هزینههای زندگی و کند شدن رشد اقتصادی طی پنج سال آینده تأثیر قابلتوجهی بر مدلهای کسبوکار داشته باشد. روندهای فناورانه مرتبط با هوش مصنوعی، رباتیک و سامانههای خودکار نیز تأثیرگذار ارزیابی شدهاند، هرچند شدت آنها کمتر از میانگین جهانی است. در عین حال، فناوریهای مرتبط با تولید، ذخیرهسازی و توزیع انرژی بهعنوان دومین عامل فناورانه تأثیرگذار شناخته شدهاند و ۵۴٪ از پاسخدهندگان به آن اشاره کردهاند.
تقاضای پیش بینی شده برای برنامهنویسی، آموزش و چندزبانگی در ازبکستان
شکاف مهارتی در بازار کار یکی از مهمترین دغدغههای کارفرمایان در این کشور به شمار میرود؛ بهطوریکه هفت نفر از هر ده شرکت آن را چالشی اساسی میدانند. رفع شکاف مهارتی بهعنوان مهمترین مانع پیشروی تحول کسبوکارها در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ در ازبکستان شناخته میشود. هرچند ۷۱٪ از کارفرمایان انتظار دارند حفظ نیروی انسانی بهبود یابد ـ رقمی بالاتر از میانگین جهانی ـ اما همچنان نیاز جدی به بازآموزی و ارتقای مهارت نیروی کار فعلی وجود دارد.
در مجموع، تنها ۲۲٪ از نیروی کار این کشور قادر خواهند بود در چارچوب شغل فعلی خود مهارتهایشان را ارتقا دهند و تنها ۱۴٪ پس از آموزش مجدد به مشاغل جدید منتقل خواهند شد. ارقامی که هر دو کمتر از میانگین جهانی (بهترتیب ۲۹٪ و ۱۹٪) هستند. همچنین ۵۲٪ از کارفرمایان پیشبینی میکنند که برای همکاری مؤثر با هوش مصنوعی، راهبردهای بازآموزی نیروی کار را اجرا کنند. مهارتهایی نظیر برنامهنویسی، آموزش و مربیگری و تسلط بر چند زبان از جمله حوزههایی هستند که انتظار میرود رشد تقاضای آنها بیش از میانگین جهانی باشد.
خاورمیانه و شمال آفریقا
شرکتهای مستقر در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نسبت به دسترسی به نیروی کار در سال ۲۰۳۰ خوشبینتر از میانگین جهانی هستند؛ بهطوریکه ۴۶٪ از کارفرمایان انتظار بهبود شرایط استخدام را دارند. همچنین، شرکتها در این منطقه ـ بهویژه در عربستان سعودی و امارات متحده عربی ـ برنامههایی برای تسریع روند خودکارسازی دارند. با توجه به اینکه ۴۶٪ از مهارتهای موردنیاز شغلی در این منطقه در معرض تغییر قرار دارند (در مقایسه با ۳۹٪ در سطح جهانی)، میزان اختلال مهارتی در کشورهایی مانند مصر و بحرین بسیار بالاست و همین امر ضرورت بازآموزی و ارتقای مهارتها را در دورهای از تحولات چندبعدی برجسته میسازد.
تنها ۵٪ از شرکتهای فعال در بحرین، پیر شدن جمعیت و کاهش جمعیت در سن کار را بهعنوان روندی تأثیرگذار تا سال ۲۰۳۰ تلقی میکنند، در حالی که این رقم در سطح جهانی ۴۰٪ است. همچنین انتظار میرود وضعیت دسترسی به نیروی کار در این کشور پایدار باقی بماند و تنها ۸٪ از کارفرمایان کاهش آن را پیشبینی میکنند که بسیار کمتر از میانگین جهانی است. با این حال، دو سوم کارفرمایان همچنان شکاف مهارتی را بزرگترین مانع تحول کسبوکار میدانند.
پیشبینی میشود ۲۴٪ از نیروی کار بحرین بتوانند در نقش فعلی خود مهارتهایشان را ارتقا دهند و ۱۴٪ دیگر پس از بازآموزی به نقشهای جدید منتقل شوند؛ هر دو رقم پایینتر از میانگین جهانی هستند. برای جذب نیروی ماهر، کارفرمایان در این کشور بر بهبود ساعات کاری، اصلاح سیاستهای اضافهکاری و بهرهگیری از یارانههای دستمزدی دولتی تمرکز دارند.
آینده بازار کار در مصر
در مصر، افزایش هزینههای زندگی، کندی رشد اقتصادی و گسترش دسترسی دیجیتال از مهمترین روندهایی هستند که انتظار میرود بازار کار را تا سال ۲۰۳۰ تحت تأثیر قرار دهند. با وجود آنکه ۵۵٪ از کارفرمایان فعال در این کشور انتظار دارند دسترسی به نیروی کار بهبود یابد ـ رقمی بالاتر از میانگین جهانی ـ اما همزمان سطح بالایی از اختلال مهارتی نیز پیشبینی میشود؛ بهگونهای که ۴۸٪ از مهارتهای شغلی نیروی کار مصر در پنج سال آینده(در مقایسه با میانگین جهانی (۳۹٪)) دستخوش تغییر خواهد شد.
ارتقای مهارتها بهعنوان مهمترین راهبرد نیروی کار در این کشور برجستهتر است. شرکتها بهطور فزایندهای نیاز به مهارتهایی در حوزه مدیریت منابع و عملیات (۴۳٪ در برابر ۲۴٪ در سطح جهانی) و همچنین مهارتهای پایهای مانند خواندن، نوشتن و ریاضیات را احساس میکنند.
کارفرمایان اسرائیلی عوامل کلیدی تحول کسبوکار را میشناسند. آنها گسترش دسترسی دیجیتال و افزایش هزینههای زندگی را برمیشمرند. این تغییرات تا سال ۲۰۳۰ رخ میدهند. ۴۶٪ از شرکتها به مسائل اجتماعی توجه میکنند. آنها نیروی کار را نیز مهم میدانند. ۴۶٪ دیگر مقررات سختگیرانهتر را انتظار دارند. این رقم از میانگین جهانی ۱۷٪ بالاتر است. راهبردهای نیروی کار تا سال ۲۰۳۰ تغییر میکنند. شرکتها جذب استعدادهای نوظهور را دنبال میکنند. آنها خودکارسازی را تسریع میبخشند. ارتقای مهارت کارکنان نیز در برنامه است. حدود ۸۰٪ از کارفرمایان فعالیتها را بازطراحی میکنند. آنها از فرصتهای هوش مصنوعی بهره میبرند. مهارتهایی مانند تابآوری و انعطافپذیری بیشتر میشوند. چابکی و تفکر سیستمی نیز مورد تقاضا هستند.
آینده بازار کار در مراکش و عربستان سعودی
کسبوکارهای فعال در مراکش، گذار سبز و شرایط نامطمئن اقتصادی را اصلیترین عوامل شکلدهنده تحولات بازار کار تا سال ۲۰۳۰ میدانند. شکاف مهارتی و مقاومت در برابر تغییر، مهمترین موانع تحول کسبوکار تلقی میشوند. کارفرمایان مراکشی انتظار دارند تقاضا برای مهارتهایی مانند هوش مصنوعی و کلانداده، تفکر خلاق و رهبری و نفوذ اجتماعی افزایش یابد. افزایش دسترسی به نیروی کار میتواند از طریق بهرهگیری بیشتر از ذخایر متنوع استعدادها محقق شود. راهبردی که ۲۴٪ از شرکتها آن را مدنظر دارند (در مقایسه با ۴۷٪ در سطح جهانی). همچنین تلاش برای کاهش بیکاری جوانان مشهود است. بهطوریکه ۸۶٪ از شرکتها قصد دارند جوانان را در اولویت برنامههای تنوع، برابری و شمول خود قرار دهند.
در عربستان سعودی، انتظار میرود بازار کار در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ تحت تأثیر دیجیتالیسازی فزاینده، تکهتکه شدن ژئواکونومیک و افزایش هزینههای زندگی قرار گیرد. شرکتها پیشبینی میکنند تمرکز بیشتری بر پذیرش فناوری داشته باشند، بهویژه از طریق خودکارسازی فعالیتها. بهگونهای که سهم کارهایی که عمدتاً توسط فناوری انجام میشود تا سال ۲۰۳۰ به ۴۵٪ برسد، که بالاتر از میانگین جهانی است. همزمان، بیش از ۷۰٪ از کارفرمایان افزایش تقاضا برای سواد فناورانه را پیشبینی میکنند. پس از آن مهارتهای مرتبط با شبکهها، امنیت سایبری و هوش مصنوعی و دادههای کلان قرار دارند. راهبردهای نیروی کار نیز پویا خواهند بود. بهطوریکه ۳۸٪ از شرکتها قصد دارند برای افزایش دسترسی به استعدادها، الزام مدرک دانشگاهی را حذف کنند(در مقایسه با ۱۹٪ در سطح جهانی).
آینده بازار کار در تونس و امارات
در تونس، رفع شکاف مهارتی بهعنوان اولویت اصلی شناخته میشود. بهگونهای که ۸۰٪ از شرکتها آن را مهمترین مانع تحول کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ میدانند و ۸۶٪ نیز قصد دارند نیروی کار خود را برای پاسخ به روندهای کلیدی آینده بازآموزی کنند. کارفرمایان تونسی افزایش چشمگیری در تقاضا برای مهارتهایی چون رهبری و نفوذ اجتماعی، تفکر خلاق و مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی و دادههای کلان پیشبینی میکنند.
تقاضا برای مهارتهای برنامهنویسی نیز رو به افزایش است و ۷۲٪ از شرکتها آن را حوزهای روبهرشد میدانند. حدود ۷۰٪ از کارفرمایان قصد دارند هزینه آموزش نیروی کار را از منابع داخلی تأمین کنند. حدود ۴۱٪ نیز به دنبال استفاده از مدلهای تأمین مالی مشترک دولتی ـ خصوصی هستند.
در امارات متحده عربی، انتظار میرود دیجیتالیسازی فزاینده و تلاش برای سازگاری با تغییرات اقلیمی تأثیر قابلتوجهی بر مدلهای کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ داشته باشد. تمرکز بر تحول فناورانه در افزایش استفاده روزمره از فناوری مشهود است. بهگونهای که سهم فعالیتهایی که عمدتاً بهصورت خودکار انجام میشوند تا پنج سال آینده به ۴۳٪ خواهد رسید. رقمی بالاتر از میانگین جهانی ۳۴٪. شرکتهای فعال در این کشور همچنین انتظار دارند تقاضا برای سواد فناورانه افزایش یابد. بهطوریکه ۸۷٪ از آنها این مهارت را برای آینده حیاتی میدانند. از دیگر مهارتهای روبهرشد میتوان به هوش مصنوعی و کلانداده، شبکهها و امنیت سایبری، و همچنین رهبری و نفوذ اجتماعی اشاره کرد.

آفریقای جنوب صحرا
در منطقه آفریقای جنوب صحرا، ۶۴٪ از کسبوکارها انتظار دارند که تمرکز فزاینده بر مسائل نیروی کار و اجتماعی به یکی از روندهای اصلی تأثیرگذار بر راهبردهای سازمانی در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ تبدیل شود. پس از آن، افزایش هزینههای زندگی و گسترش دسترسی دیجیتال (هرکدام با ۵۹٪) قرار دارند. شرکتهای مستقر در این منطقه با موانع مهمی در مسیر تحول مواجهاند. از جمله کمبود گسترده مهارتها و کمبود سرمایهگذاری. کارفرمایان در نیجریه و زیمبابوه پیشبینی میکنند طی پنج سال آینده تلاشهای خود را برای توسعه نیروی کار افزایش دهند. در حالی که شرکتهای آفریقای جنوبی قصد دارند با سرمایهگذاری در برنامههای تنوع، برابری و شمول، دسترسی به استعدادهای ماهر را بهبود بخشند.
در نیجریه، شکاف مهارتی و دشواری در جذب نیروی کار ماهر بهعنوان مهمترین موانع تحول کسبوکار طی پنج سال آینده شناخته میشوند. با توسعه صنعت برونسپاری فرایندهای کسبوکار (BPO) و افزایش مشاغل دیجیتال، انتظار میرود مهارتهای شبکه و امنیت سایبری با ۸۷٪ بیشترین رشد تقاضا را تجربه کنند. رقمی بسیار بالاتر از میانگین جهانی ۷۰٪. پس از آن، تقاضا برای مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، کلانداده و تفکر سیستمی افزایش خواهد یافت.
همچنین مهارتهای مرتبط با خدمات مشتری و شهروندی جهانی نیز بیش از میانگین جهانی مورد توجه قرار میگیرند. برای پاسخ به این شکافهای مهارتی، ۷۳٪ از شرکتهای فعال در نیجریه افزایش سرمایهگذاری عمومی در برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت را ضروری میدانند. ۴۰٪ نیز بهبود زیرساختهای حملونقل را عاملی مهم برای افزایش دسترسی به نیروی کار عنوان میکنند.
آینده بازار کار در آفریقای جنوبی و زیمباوه
در آفریقای جنوبی، بیش از ۶۰٪ از کسبوکارها شکاف مهارتی را اصلیترین مانع تحول سازمانی تا سال ۲۰۳۰ میدانند و پس از آن، فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر (۴۳٪) قرار دارد. با رشد مشاغلی نظیر متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و مهندسان رباتیک، شرکتها در حال برنامهریزی برای ارتقای مهارت کارکنان و جذب نیروهای دارای مهارتهای نوین هستند.
برای گسترش دامنه دسترسی به استعدادها، ۳۴٪ از شرکتها قصد دارند شرط داشتن مدرک دانشگاهی را حذف کنند تا مسیر ورود به مشاغل نوظهور هموارتر شود. افزون بر این، بسیاری از کارفرمایان در آفریقای جنوبی بر اجرای برنامههای تنوع، برابری و شمول تمرکز دارند. بهگونهای که ۵۵٪ قصد دارند افراد متعلق به گروههای مذهبی، قومی یا نژادی کمتر برخوردار را هدف قرار دهند. ۴۱٪ نیز به جذب افراد از طبقات کمدرآمد توجه دارند، در مقایسه با میانگینهای جهانی ۲۷٪ و ۲۴٪.
در زیمبابوه، نزدیک به نیمی از مهارتهای مورد استفاده در مشاغل در حال تغییر هستند. رقمی بالاتر از میانگین جهانیِ ۳۹ درصد. بر همین اساس، ۹۰٪ از کارفرمایان برنامه دارند نیروی کار فعلی خود را بازآموزی کنند. تقاضا برای مهارتهایی مانند تفکر سیستمی و بازاریابی با سرعتی بیش از میانگین جهانی افزایش مییابد. خدمات مشتری و ویژگیهایی مانند قابلاعتماد بودن و دقت نیز اهمیت روزافزونی پیدا میکنند. کنترل کیفیت و شهروندی جهانی در حال رشد سریع هستند. ۷۰٪ از پاسخدهندگان معتقدند که مداخلات سیاستگذاری برای بهبود نظام آموزشی ضروری است. آنها آمادهسازی بهتر نیروی کار برای نیازهای آینده را لازم میدانند. این رقم از میانگین جهانی ۴۷٪ بالاتر است.
اروپا
دیجیتالیسازی، اقدامات مقابله با تغییرات اقلیمی و افزایش هزینههای زندگی از مهمترین روندهایی هستند که انتظار میرود بازار کار اروپا را در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ تحت تأثیر قرار دهند. در حالی که شرکتهای مستقر در این منطقه تلاش میکنند خود را با این تحولات تطبیق دهند، شکاف مهارتی و کمبود استعداد همچنان از موانع اصلی محسوب میشود. بهطوری که ۵۴٪ از کارفرمایان انتظار دارند دسترسی به نیروی کار ماهر بدتر شود که بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی است.
در اتریش، پیشبینی میشود بازار کار طی پنج سال آینده در واکنش به رشد اقتصاد دیجیتال، افزایش هزینههای زندگی و سرمایهگذاری در سازگاری با تغییرات اقلیمی دستخوش تحول شود. بسیاری از شرکتها در این کشور قصد دارند اتوماسیون فرایندها و وظایف را در اولویت راهبردهای نیروی کار خود قرار دهند. بهگونهای که تا سال ۲۰۳۰، حدود ۴۲٪ از وظایف انسانی با کمک فناوری انجام خواهد شد، در مقایسه با میانگین جهانی ۳۳٪. همچنین تقاضا برای مهارتهایی مانند انگیزش و خودآگاهی رو به افزایش است و ۶۰٪ از کارفرمایان انتظار رشد اهمیت این مهارتها را دارند.
در بلژیک، انتظار میرود مدلهای کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ تحت تأثیر اقدامات مقابله با تغییرات اقلیمی، پیرشدن جمعیت و افزایش هزینههای زندگی دستخوش تغییر شوند. در همین راستا، کارفرمایان بلژیکی از افزایش تقاضا برای مهارتهایی مانند مدیریت زیستمحیطی (۷۵٪ در برابر ۵۳٪ جهانی) و مدیریت استعداد (۶۹٪ در برابر ۵۸٪ جهانی) خبر میدهند. همچنین شرکتها قصد دارند برای افزایش دسترسی به نیروی کار، سرمایهگذاری بیشتری در بازآموزی و ارتقای مهارتها (۸۵٪)، حمایت از سلامت و رفاه کارکنان (۷۸٪) و تسهیل دورکاری فرامرزی (۴۸٪) انجام دهند که همگی بالاتر از میانگین جهانی است.

آینده بازار کار در چک و دانمارک
در جمهوری چک، شرکتها خود را برای مواجهه با گذار سبز، تغییرات جمعیتی و تحول دیجیتال صنایع آماده میکنند. در پنج سال آینده، بیش از ۸۰٪ از کارفرمایان قصد دارند تمرکز راهبردهای نیروی کار خود را بر اتوماسیون و ارتقای مهارتها قرار دهند و ۷۶٪ نیز قصد دارند کارکنان را از نقشهای رو به افول به مشاغل در حال رشد منتقل کنند. رقمی بالاتر از میانگین جهانی. با این حال، بازار کار همچنان فشرده باقی خواهد ماند و تنها ۶٪ از شرکتها انتظار بهبود در دسترسی به نیروی کار را دارند، در حالی که این رقم در سطح جهانی ۲۹٪ است.
علاوه بر این، ۷۰٪ از کارفرمایان امیدوارند با سرمایهگذاری در بازآموزی و ارتقای مهارتهای نیروی کار فعلی خود، زنجیره تأمین استعداد را تقویت کنند. ۶۵٪ نیز قصد دارند برای افزایش جذابیت خود به عنوان کارفرما، دستمزدها را افزایش دهند.
تا سال ۲۰۳۰، کارفرمایان در دانمارک انتظار دارند که کسبوکارها تحت تأثیر سرمایهگذاریهای بیشتر در سازگاری با تغییرات اقلیمی، تمرکز فزاینده بر مسائل اجتماعی و نیروی کار، و تشدید واگراییهای ژئواقتصادی دستخوش تحول شوند. در عین حال، نسبت به میانگین جهانی، توجه کمتری به دیجیتالیسازی و تورم بهعنوان محرکهای تغییر نشان میدهند. پیشبینی میشود بازار کار دانمارک از ثبات مهارتی بالاتری نسبت به سایر کشورها برخوردار باشد. بهطوریکه ۷۱٪ از مهارتهای شغلی فعلی تا سال ۲۰۳۰ بدون تغییر باقی بمانند (در مقایسه با ۶۱٪ در سطح جهانی).
انتظار میرود مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی و کلانداده، شبکهها و امنیت سایبری و نیز کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر رشد یابند. همچنین مهارتهای مرتبط با شهروندی جهانی اهمیت بیشتری پیدا خواهند کرد. بهطوریکه ۴۷٪ از کارفرمایان دانمارکی افزایش تقاضا برای این مهارتها را پیشبینی میکنند. در حالی که این رقم در سطح جهانی ۱۹٪ است.
آینده بازار کار در استونی و فرانسه
در استونی، پیر شدن و کاهش جمعیت فعال، کندی رشد اقتصادی و افزایش تمرکز بر مسائل اجتماعی و نیروی کار بهعنوان مهمترین روندهای اثرگذار بر کسبوکارها تا سال ۲۰۳۰ شناسایی شدهاند. در مقایسه با میانگین جهانی، شرکتهای مستقر در این کشور توجه کمتری به گذار سبز دارند. تنها ۲۹٪ انتظار دارند سرمایهگذاری در کاهش انتشار کربن بر مدل کسبوکارشان اثر قابلتوجهی بگذارد. ۲۱٪ به تأثیر سازگاری با تغییرات اقلیمی اشاره کردهاند. در مجموع، ۷۹٪ از کارفرمایان کمبود مهارت در بازار کار را مهمترین مانع تحول میدانند که رقمی بالاتر از میانگین جهانی است. شرکتها در استونی قصد دارند از طریق بازآموزی، ارتقای مهارت و حمایت از رفاه کارکنان با این چالشها مقابله کنند.
در فرانسه، انتظار میرود مدلهای کسبوکار تحت تأثیر تحول دیجیتال، اقدامات مقابله با تغییرات اقلیمی و افزایش هزینههای زندگی قرار گیرند. برای پاسخ به این روندها، شرکتها برنامه دارند بر ارتقای مهارتها و جذب نیروهای دارای مهارتهای نوظهور تمرکز کنند و همزمان شتاب بیشتری به اتوماسیون بدهند. ۷۱٪ از کارفرمایان اعلام کردهاند که قصد دارند نیروی کار خود را با فناوریهای جدید تقویت کنند. رقمی بالاتر از میانگین جهانی ۶۳٪. تا سال ۲۰۳۰، انتظار میرود تقاضا برای مشاغلی مانند متخصصان امنیت اطلاعات، متخصصان تحول دیجیتال و توسعهدهندگان نرمافزار افزایش یابد. در حالی که نقشهایی مانند کارمندان ثبت و بایگانی و ورود داده کاهش پیدا کند.
آینده بازار کار در آلمان و یونان
در آلمان، شرکتها پیشبینی میکنند که مدلهای کسبوکارشان تحت تأثیر افزایش دیجیتالیشدن، تلاشهای مقابله با تغییرات اقلیمی و تداوم واگراییهای ژئواقتصادی بازطراحی شود. بهعنوان مثال، ۵۲٪ از کارفرمایان انتظار دارند تنشهای ژئوپلیتیکی تأثیر قابلتوجهی بر فعالیتهایشان بگذارد. رقمی بالاتر از میانگین جهانی ۳۴٪. بنگاهها قصد دارند برای حفظ رقابتپذیری بهطور گسترده از فناوری استفاده کنند.
بهطوریکه ۹۳٪ انتظار دارند هوش مصنوعی و فناوریهای پردازش اطلاعات، و ۶۷٪ رباتها و سامانههای خودکار، نقش تحولآفرین در عملیات آنها داشته باشند. برای آمادگی در برابر این تغییرات، ۸۱٪ از شرکتها قصد دارند نیروهایی با مهارتهای جدید استخدام کنند. از جمله مشاغل رو به رشد میتوان به توسعهدهندگان نرمافزار، طراحان تجربه و رابط کاربری (UI/UX) و متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین اشاره کرد.
در یونان، گسترش دسترسی دیجیتال و افزایش هزینههای زندگی مهمترین روندهایی هستند که انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ بر تحولات کسبوکار اثر بگذارند. ۶۳٪ از کارفرمایان یونانی همچنین افزایش توجه به مسائل اجتماعی و نیروی کار را یکی از عوامل کلیدی تحول میدانند که بالاتر از میانگین جهانی ۴۶٪ است. بیش از نیمی از شرکتهای فعال در این کشور کمبود مهارت و دشواری جذب نیروی کار را از موانع اصلی تحول میدانند. برای بهبود دسترسی به استعدادها، اکثریت قاطع شرکتها (۸۲٪) افزایش بودجه عمومی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها را یک اولویت سیاستی مهم تلقی میکنند. در ۶۴٪ کشورها، کارفرمایان از حمایت دولت از طریق یارانههای دستمزد استقبال میکنند که هر دو مورد بالاتر از میانگین جهانی است.
علاوه بر این، ۴۶٪ از کارفرمایان بر این باورند که تغییرات در مقررات بازنشستگی و سن بازنشستگی میتواند طی پنج سال آینده به افزایش دسترسی به استعدادها کمک کند. از سوی دیگر، ۹۲٪ از شرکتها برنامه دارند با بهبود مسیرهای ارتقای شغلی و پیشرفت کارکنان، توانایی نگهداشت استعدادهای خود را تقویت کنند.
آینده بازار کار در مجارستان و ایرلند
در مجارستان، افزایش هزینههای زندگی، دیجیتالیسازی فزاینده و پیر شدن و کاهش جمعیت فعال انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ بر مدلهای کسبوکار و نتایج بازار کار اثر بگذارد. ۷۰٪ از کارفرمایان تورم را بهعنوان نگرانی اصلی ذکر میکنند، رقمی بالاتر از میانگین جهانی ۵۰٪. دسترسی به استعدادها نیز یک چالش محسوب میشود و ۷۷٪ از شرکتها پیشبینی میکنند هنگام جذب نیروی کار با مشکلاتی مواجه شوند. تقریباً ۸۰٪ از کسبوکارها برنامه دارند فرصتهای کار از راه دور و ترکیبی را در داخل کشور ارائه دهند و نزدیک به ۴۰٪ قصد دارند این گزینهها را فرامرزی نیز فراهم کنند، در حالی که تقریباً ۷۰٪ بر انعطافپذیری بیشتر مقررات در این زمینه بهعنوان سیاست عمومی مؤثر برای افزایش دسترسی به استعدادها تأکید دارند.
با توجه به تغییرات مورد انتظار در بازار کار ناشی از سرمایهگذاریهای بیشتر در سازگاری با تغییرات اقلیمی و تمرکز فزاینده بر مسائل نیروی کار و اجتماعی، شرکتهای ایرلندی جذب استعداد را بهعنوان مانع کلیدی تحول کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ میدانند. علاوه بر کمبود مهارتها، ۴۳٪ از کارفرمایان در این کشور انتظار دارند جذب نیروی مناسب به شرکتهایشان دشوار باشد، در حالی که میانگین جهانی ۲۷٪ است. برای مقابله با کمبود استعداد، ۴۰٪ از شرکتها برنامه دارند حمایت بیشتری از کارکنان دارای مسئولیتهای مراقبتی ارائه دهند و ۲۷٪ نیز مؤثر بودن بودجه اضافی برای برنامههای دولتی حمایت از مراقبان را برجسته کردهاند.
کارفرمایان در ایرلند همچنین اقدامات خود در زمینه تنوع، برابری و شمول را گسترش میدهند؛ ۷۳٪ بازبینیهای برابری دستمزد انجام میدهند، ۵۳٪ گروههای منابع کارکنان ایجاد میکنند و ۴۰٪ افسران تنوع، برابری و شمول استخدام میکنند. علاوه بر این، ۶۹٪ از پاسخدهندگان متعهد به کاهش نابرابریهای دستمزدی هستند.
آینده بازار کار در ایتالیا و لتونی
تا سال ۲۰۳۰، کارفرمایان در ایتالیا انتظار دارند مدلهای کسبوکارشان در پاسخ به افزایش تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی، دیجیتالیسازی مداوم و افزایش هزینههای زندگی تغییر کند. بهطور خاص، ۷۰٪ پیشبینی میکنند تغییراتی در اثر سرمایهگذاریها برای کاهش انتشار کربن ایجاد شود. در حالی که میانگین جهانی ۴۷٪ است. کارفرمایان ایتالیایی رشد خالص شغل در مهندسان رباتیک، مهندسان انرژیهای تجدیدپذیر و مهندسان محیطزیست را پیشبینی میکنند و تقاضای مهارتهایی مانند هوش مصنوعی، شبکهها، امنیت سایبری و مدیریت محیطزیست افزایش مییابد. برای انطباق با این روندها، ۸۵٪ از پاسخدهندگان قصد دارند نیروی کار خود را ارتقا دهند و ۷۳٪ برنامه دارند با بهرهگیری از فناوری، نیروی کار خود را تقویت کنند.
کارفرمایان در لتونی انتظار دارند بازار کار طی پنج سال آینده تحت تأثیر پیر شدن و کاهش جمعیت، افزایش هزینههای زندگی و تمرکز بیشتر بر مسائل اجتماعی و نیروی کار تغییر کند. برخلاف روندهای جهانی، شرکتهای این کشور انتظار دارند تأثیر کمتری از گسترش دسترسی دیجیتال و سرمایهگذاریها در کاهش کربن و سازگاری با تغییرات اقلیمی داشته باشند. دسترسی به استعدادها یک نگرانی اعلامشده است و ۷۱٪ از کارفرمایان انتظار دارند با چالشهایی در استخدام مواجه شوند. در پاسخ، شرکتها قصد دارند بر استراتژیهای نیروی کار مانند شتاب دادن به اتوماسیون و ارتقای مهارتها برای کاهش کمبود استعداد تمرکز کنند.

آینده بازار کار در لیتوانی و هلند
در لیتوانی، کارفرمایان افزایش هزینههای زندگی، پیر شدن و کاهش جمعیت و گسترش دسترسی دیجیتال را بهعنوان سه عامل اصلی تغییرات بازار کار تا سال ۲۰۳۰ شناسایی میکنند. کمبود مهارتها بهعنوان مانع قابلتوجهی برای تحول کسبوکار در نظر گرفته میشود؛ ۸۳٪ از شرکتها این مسئله را مطرح کردهاند، در حالی که میانگین جهانی ۶۳٪ است. برای پاسخ به این روندها، ۸۶٪ از شرکتها برنامه دارند در بازآموزی و ارتقای مهارت سرمایهگذاری کنند. هفت نفر از ده پاسخدهنده قصد دارند از رفاه و سلامت کارکنان حمایت کنند و شش نفر از ده نفر برنامه دارند فرآیندهای پیشرفت و ارتقای شغلی را بهبود بخشند تا دسترسی به استعدادها افزایش یابد. استراتژیهای مورد انتظار نیروی کار همچنین بر اتوماسیون و استخدام نیروی دارای مهارتهای نوظهور تمرکز دارد تا با نیازهای متغیر کسبوکار هماهنگ شود.
کمبود استعداد در سطح صنایع، یکی از چالشهای اصلی مورد انتظار در هلند طی دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ است. ۵۶٪ از شرکتهای فعال در این کشور انتظار دارند در جذب نیروی انسانی با مشکل مواجه شوند، در حالی که تنها ۱۵٪ به بهبود دسترسی به استعدادها امیدوارند. در واکنش به این وضعیت، ۸۶٪ از کسبوکارها قصد دارند شتاب اتوماسیون فرایندها و وظایف را بهعنوان راهبرد اصلی نیروی کار افزایش دهند. رقمی بالاتر از میانگین جهانی.
همچنین، ارتقای مهارتها (۸۳٪) و جذب نیرو با مهارتهای جدید (۷۱٪) از دیگر اولویتها بهشمار میروند. علاوه بر این، شرکتها در هلند قصد دارند از برنامههای تنوع، برابری و شمول برای گسترش پایگاه استعداد خود استفاده کنند. بهطوریکه ۶۴٪ از آنها برنامه دارند اهداف مشخصی در این زمینه تعیین کنند و ۴۶٪ نیز این سیاستها را در زنجیره تأمین خود ادغام خواهند کرد.
آینده بازار کار در نروژ و لهستان
تا سال ۲۰۳۰، کارفرمایان در نروژ انتظار دارند مدلهای کسبوکارشان بهشدت تحت تأثیر گذار سبز و دیجیتال قرار گیرد. در کنار هوش مصنوعی و دادههای کلان، مهارتهایی همچون کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر، تابآوری، انعطافپذیری و چابکی با افزایش تقاضا مواجه خواهند شد. بهگونهای که سهم کارفرمایانی که بر این مهارتها تأکید میکنند، از بسیاری کشورهای دیگر بیشتر است.
۷۴٪ از شرکتهای فعال در نروژ مزایای تأمین مالی دولتی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها را برجسته میدانند که بالاتر از میانگین جهانی است. همچنین، سه نفر از هر پنج کارفرما قصد دارند از طریق سیاستهای تنوع، برابری و شمول، پایگاه استعداد خود را گسترش دهند. در عین حال، سهم کمتری از شرکتها انتظار دارند دستمزدها بخش بزرگتری از هزینههای کل آنها را در پنج سال آینده تشکیل دهد (۲۶٪ در برابر میانگین جهانی ۵۲٪) و سهم بیشتری برعکس این روند را پیشبینی میکنند (۲۲٪ در برابر ۸٪ جهانی).
در لهستان، گسترش دسترسی دیجیتال بهعنوان مهمترین روند اثرگذار بر بازار کار تا سال ۲۰۳۰ شناخته میشود. تأثیر این روند در انتظارات کارفرمایان از تغییر نیازهای مهارتی مشهود است؛ بهطوریکه همه آنها افزایش تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی و کلانداده را پیشبینی میکنند. دسترسی به نیروی کار نیز بهعنوان یک چالش مطرح است. ۵۲٪ از کارفرمایان انتظار دارند پیر شدن و کاهش جمعیت فعال بر کسبوکارشان اثر بگذارد و ۶۵٪ پیشبینی میکنند با دشواریهای جذب نیرو مواجه شوند. برای مقابله با این مسائل، شرکتها در لهستان بر حمایت از سلامت و رفاه کارکنان و همچنین گسترش الگوهای کاری دورکاری و ترکیبی در داخل کشور تمرکز دارند تا بتوانند استعدادها را جذب و حفظ کنند.
آینده بازار کار در پرتقال و رومانی
در پرتغال، پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ حدود ۷۱٪ از نیروی کار به آموزش مجدد نیاز داشته باشند که بالاتر از میانگین جهانی ۵۸٪ است. مهارتهای کلیدی مورد تقاضا در پنج سال آینده شامل کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر، مدیریت استعداد و رهبری و تأثیرگذاری اجتماعی خواهد بود. مهارتهایی مانند آموزش و مربیگری و مدیریت منابع نیز اهمیت فزایندهای پیدا میکنند. شرکتهای فعال در پرتغال قصد دارند سرمایهگذاری قابلتوجهی در بازآموزی و ارتقای مهارتها انجام دهند؛ بهطوریکه ۸۷٪ از کارفرمایان انتظار دارند این اقدامات به بهبود نگهداشت استعدادها منجر شود و ۷۳٪ نیز برنامه دارند کارکنان را به نقشها و موقعیتهای شغلی جدید یا در حال تحول منتقل کنند.
چهل درصد از پاسخدهندگان دولت را بهعنوان یکی از منابع اصلی تأمین مالی برای برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارتها معرفی میکنند؛ رقمی که دو برابر میانگین جهانی است. گسترش دسترسی دیجیتال، افزایش هزینههای زندگی و تشدید واگراییهای ژئواقتصادی از جمله عواملی هستند که انتظار میرود طی دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ بازار کار رومانی را شکل دهند. همچنین، یکسوم شرکتهای فعال در این کشور به سختگیرانهتر شدن مقررات ضدانحصار و رقابت بهعنوان عاملی مؤثر بر مدلهای کسبوکار خود اشاره میکنند که تقریباً دو برابر میانگین جهانی است.
۷۶٪ از کسبوکارهای رومانی کمبود مهارت در بازار کار را مانعی اساسی برای تحول میدانند و در کنار آن، جذب استعداد نیز چالشی جدی تلقی میشود. برای مقابله با این وضعیت، ۹۴٪ از کارفرمایان قصد دارند در برنامههای ارتقای مهارت نیروی کار سرمایهگذاری کنند که رقمی بالاتر از میانگین جهانی (۸۵٪) است. همچنین شرکتها برنامه دارند از طریق جذب نیروهای دارای مهارتهای جدید (۷۹٪) و تسریع در اتوماسیون (۶۸٪) به نیازهای آتی پاسخ دهند.
آینده بازار کار در صربستان و اسلوونی
در صربستان، افزایش هزینههای زندگی و گسترش دیجیتالیشدن از مهمترین روندهایی هستند که انتظار میرود طی پنج سال آینده بر فعالیت کسبوکارها تأثیر بگذارند. در کنار مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی و کلانداده، مهارتهای مدیریت استعداد و مدیریت منابع نیز از جمله مهارتهای پرتقاضا در این کشور به شمار میروند. دو سوم کارفرمایان، شکاف مهارتی را مانعی اصلی برای تحول کسبوکار خود میدانند. از منظر سیاستگذاری، ۶۷٪ از شرکتها افزایش انعطافپذیری در مقررات استخدام و اخراج و ۵۰٪ افزایش یارانههای دستمزدی را از مؤثرترین راهکارها برای بهبود دسترسی به نیروی کار عنوان کردهاند؛ هر دو رقم بالاتر از میانگین جهانی هستند.
در اسلوونی، تغییرات جمعیتی در صدر دغدغههای کارفرمایان قرار دارد؛ بهطوریکه ۶۸٪ به پیر شدن جمعیت و ۴۵٪ به کاهش جمعیت در سن کار در برخی مناطق بهعنوان روندهای اثرگذار بر مدلهای کسبوکار در پنج سال آینده اشاره کردهاند که هر دو بالاتر از میانگین جهانی است. شکاف مهارتی نیز از سوی دو سوم شرکتها بهعنوان مانعی جدی برای تحول مطرح میشود و پس از آن، فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر قرار دارد. برای بهبود دسترسی به نیروی کار، ۷۱٪ از کارفرمایان پیشنهاد انعطافپذیری بیشتر در قوانین استخدام و اخراج را مطرح کردهاند و ۵۰٪ نیز اصلاح قوانین مهاجرتی را ضروری میدانند. همچنین، حدود هفت نفر از هر ده شرکت قصد دارند دستمزدها را افزایش دهند و نزدیک به ۶۰٪ برنامه دارند سیاستهای مربوط به ساعات کاری و اضافهکاری را بازبینی کنند تا جذابیت محیط کار خود را افزایش دهند.
آینده بازار کار در اسپانیا و سوئد
در اسپانیا، افزایش سرمایهگذاری در کاهش انتشار کربن، گسترش دسترسی دیجیتال و رشد هزینههای زندگی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر بازار کار در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ به شمار میروند. مهمترین موانع تحول از دید پاسخدهندگان شامل شکافهای مهارتی، چارچوبهای مقرراتی و مقاومت سازمانی در برابر تغییر است. برای بهبود دسترسی به نیروی کار از منظر سیاستگذاری عمومی، ۶۰٪ از کارفرمایان افزایش انعطافپذیری در قوانین استخدام و اخراج و ۴۹٪ افزایش انعطاف در تعیین دستمزدها را مؤثر میدانند.
علاوه بر تأمین مالی عمومی برای بازآموزی و ارتقای مهارتها (۶۵٪)، ۷۷٪ از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که قصد دارند فرآیندهای ارتقا و پیشرفت شغلی را بهبود بخشند تا بهعنوان کارفرمایی جذابتر شناخته شوند. همچنین، سهمی بالاتر از میانگین جهانی از کارفرمایان در این کشور برنامه دارند گزینههای دورکاری و کار ترکیبی را گسترش دهند و از کارکنانی که مسئولیتهای مراقبتی دارند حمایت کنند.
در سوئد، کارفرمایان انتظار دارند که تحول کسبوکارها تا سال ۲۰۳۰ تحتتأثیر گسترش دیجیتالیشدن، تغییرات جمعیتی و افزایش هزینههای زندگی قرار گیرد. حدود ۵۰٪ از شرکتها، پیرشدن و کاهش جمعیت در سن کار را در برخی مناطق بهعنوان روندی کلیدی شناسایی کردهاند، در حالیکه ۴۱٪ به رشد جمعیت در سن کار در سایر مناطق اشاره میکنند. تنها ۵٪ از شرکتها انتظار دارند شرایط استخدام در پنج سال آینده بهبود یابد که بهمراتب کمتر از میانگین جهانی است. در پاسخ به این شرایط، کارفرمایان در حال تقویت مسیرهای پیشرفت شغلی، گسترش گزینههای دورکاری و سرمایهگذاری در بازآموزی و ارتقای مهارتها برای افزایش دسترسی به نیروی کار هستند.
آینده بازار کار در سوئیس و ترکیه
در سوئیس، دیجیتالیشدن مستمر بهعنوان اصلیترین محرک تحول کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ شناخته میشود و پس از آن اقدامات مرتبط با سازگاری و کاهش اثرات تغییرات اقلیمی قرار دارند. این موضوع در این واقعیت بازتاب مییابد که ۹۶٪ از شرکتها انتظار دارند فناوریهای هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات عملیات آنها را متحول کند. راهبردهای نیروی کار عمدتاً بر اتوماسیون، ارتقای مهارتها و جذب نیروهای دارای مهارتهای نوظهور متمرکز است. ۷۳٪ از شرکتها در حال ادغام فناوریهای جدید برای تقویت و تکمیل نیروی انسانی خود هستند.
با این حال، حفظ نیروی کار بهعنوان یک چالش مطرح است. بهطوریکه ۳۶٪ از کارفرمایان انتظار دارند وضعیت نگهداشت نیروی انسانی بدتر شود که تقریباً دو برابر میانگین جهانی است. در واکنش به این موضوع، شرکتها در سوئیس قصد دارند بر افزایش انعطافپذیری محیط کار، گسترش گزینههای دورکاری فرامرزی و حمایت از کارکنان دارای مسئولیتهای مراقبتی تمرکز بیشتری داشته باشند.
در ترکیه، انتظار میرود گسترش دسترسی دیجیتال عامل اصلی تحول بازار کار در بازه ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ باشد. شرکتهای فعال در این کشور پیشبینی میکنند فناوریهایی نظیر هوش مصنوعی، رباتیک و فناوریهای انرژی نقش مهمی در تغییر فعالیتهای آنها ایفا کنند. این انتظارات در فهرست مشاغل با سریعترین رشد نیز منعکس شده است. از جمله مهندسان رباتیک، مهندسان انرژیهای تجدیدپذیر و متخصصان خودروهای خودران و برقی. کارفرمایان پیشبینی میکنند که تا سال ۲۰۳۰ حدود ۴۴٪ از مهارتهای شغلی دستخوش تغییر شوند که بالاتر از میانگین جهانی ۳۹٪ است. مهارتهایی مانند هوش مصنوعی و کلانداده، سواد فناورانه، و شبکهها و امنیت سایبری از سریعترین مهارتهای در حال رشد محسوب میشوند. و همچنین انتظار میرود اهمیت چندزبانگی بیش از میانگین جهانی افزایش یابد.
آینده بازار کار بریتانیا
در بریتانیا، پیشبینی میشود بازار کار طی پنج سال آینده تحت تأثیر افزایش دیجیتالیشدن و همچنین اقدامات مرتبط با کاهش و سازگاری با تغییرات اقلیمی قرار گیرد. ۵۶٪ از شرکتهای فعال در این کشور انتظار دارند که در نتیجه افزایش سرمایهگذاریها در سازگاری با تغییرات اقلیمی، کسبوکارشان دستخوش تحول شود؛ رقمی بالاتر از میانگین جهانی.
۵۶٪ از کارفرمایان معتقدند تکهتکهشدن ژئواکونومیک (ژئواقتصادی) بر راهبردهای کسبوکار آنها اثر خواهد گذاشت، در حالی که این رقم در سطح جهانی ۳۴٪ است. در نتیجه این روندها، انتظار میرود تقاضا برای مهارتهایی نظیر سواد فناورانه، هوش مصنوعی، کلانداده، و همچنین تابآوری، انعطافپذیری و چابکی افزایش یابد. از جمله مشاغلی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ بیشترین رشد را تجربه کنند میتوان به متخصصان کلانداده، مهندسان فینتک و متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین اشاره کرد.
آمریکای شمالی
پیشرفتهای فناورانه، تحولات جمعیتی و عدمقطعیتهای اقتصادی، تصمیمگیریهای راهبردی شرکتهای مستقر در آمریکای شمالی را شکل میدهند. سهم بالاتری از کارفرمایان در این منطقه در حال بررسی انتقال فعالیتها به خارج از کشور (برونسپاری) یا بازگرداندن آنها به داخل کشور هستند که نشاندهنده احتمال بازآرایی گستردهتر زنجیرههای تأمین جهانی است.
همچنین، شرکتها در این منطقه توجه بیشتری به تنوع، برابری و شمول دارند. از جمله از طریق اقداماتی مانند ارزیابی عدالت دستمزدی. تنها ۳۵٪ از شرکتها انتظار دارند سهم دستمزدها از کل درآمد افزایش یابد. در حالی که این رقم در سطح جهانی ۵۲٪ است. با توجه به تغییرات ناشی از روندهای کلان، پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ حدود ۶۷٪ از نیروی کار منطقه نیازمند بازآموزی یا ارتقای مهارت باشند؛ نرخی بالاتر از میانگین جهانی.
در کانادا، شرکتها پیشبینی میکنند که محیط کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ دستخوش تغییر شود. پیشرفتهای دیجیتال، تکهتکهشدن ژئواکونومیک و تشدید اقدامات مرتبط با تغییرات اقلیمی این تحول را هدایت میکنند. در همین راستا، ۹۷٪ از شرکتها انتظار دارند فناوریهای هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات عملیات آنها را متحول کند. شرکتها همچنین رشد اهمیت فناوریهای رباتیک، سامانههای خودکار و فناوریهای تولید و ذخیره انرژی را پیشبینی میکنند. تقاضا برای مشاغلی مانند متخصصان امنیت، متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و توسعهدهندگان نرمافزار در حال افزایش است. برای تضمین تداوم دسترسی به نیروی انسانی ماهر، کارفرمایان کانادایی مسیرهای پیشرفت شغلی را تقویت میکنند. آنها همزمان در برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت سرمایهگذاری میکنند.
آینده بازار کار آمریکا
در ایالات متحده، روندهای فناورانه و اقدامات مرتبط با سازگاری با تغییرات اقلیمی، جهتگیریهای کسبوکار و نیروی کار را در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ شکل خواهند داد. ۵۵٪ از کارفرمایان، سازگاری با تغییرات اقلیمی را یکی از عوامل اصلی اثرگذار بر مدلهای کسبوکار خود میدانند. علاوه بر این، ۹۴٪ از شرکتها انتظار دارند که فناوریهای هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات طی پنج سال آینده تحول اساسی در فعالیتهای آنها ایجاد کند. در میان مشاغلی که پیشبینی میشود بیشترین رشد را داشته باشند میتوان به متخصصان کلانداده، متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، و متخصصان انبارش و مدیریت داده اشاره کرد.
با این حال، نقشهایی مانند کارمندان ورود داده و آزمایشکنندگان نرمافزار به دلیل گسترش اتوماسیون در حال کاهش هستند. برای تقویت دسترسی به نیروی کار، پاسخدهندگان افزایش حمایت دولت از برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت و همچنین انعطافپذیری بیشتر در مقررات استخدام و اخراج را مؤثر میدانند. در عین حال، مقررات قدیمی (۵۷٪) و فرهنگهای سازمانی مقاوم در برابر تغییر (۴۸٪) از دیگر موانع اصلی تحول کسبوکار عنوان شدهاند.
برای رفع شکافهای مهارتی، شرکتها برنامه دارند نیروی کار جدید با مهارتهای نو جذب کنند، وظایف را تا حد امکان خودکار سازند و در مقیاس محدودتری روی بازآموزی سرمایهگذاری کنند (۷۱٪ در مقایسه با میانگین جهانی ۸۵٪). از جمله مشاغل با بیشترین رشد پیشبینیشده در این کشور میتوان به تحلیلگران داده، دانشمندان داده و متخصصان هوش مصنوعی اشاره کرد.

آمریکای لاتین و حوزه کارائیب
شرکتهای فعال در آمریکای لاتین و کارائیب پیشبینی میکنند که افزایش دیجیتالیشدن، بازار کار را در بازهٔ ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ دگرگون کند. آنها تمرکز بیشتر بر مسائل اجتماعی و نیروی کار و تشدید تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی را محرکهای اصلی این تحول میدانند. پاسخدهندگان کمبود مهارت، فرهنگهای سازمانی ناکارآمد و مقررات قدیمی را مهمترین موانع تحول کسبوکار در این منطقه معرفی میکنند.
حدود نیمی از شرکتها هر یک از این عوامل را بهعنوان مانع ذکر میکنند. هشتاد درصد شرکتها انتظار دارند توسعه سرمایه انسانی طی پنج سال آینده بهبود یابد. این رقم از میانگین جهانی بالاتر است. اکثریت قابل توجهی از کارفرمایان منطقه برای جبران شکاف مهارتی، بازآموزی نیروی کار را در اولویت قرار میدهند (۸۴٪). آنها همچنین خودکارسازی فرآیندها (۸۱٪) و استخدام نیروی انسانی با مهارتهای جدید (۶۸٪) را دنبال میکنند.
در آرژانتین، گسترش دسترسی دیجیتال، اقدامات مرتبط با کاهش اثرات اقلیمی و بیثباتی اقتصادی از عوامل اصلی تأثیرگذار بر بازار کار در سالهای آینده تلقی میشوند. ۶۵٪ از شرکتها شکاف مهارتی را مانعی جدی برای تحول کسبوکار میدانند. در حالی که تنها یکپنجم شرکتها انتظار دارند سهم دستمزدها از کل درآمد افزایش یابد (در مقایسه با ۵۲٪ در سطح جهانی). ۵۷٪ از کارفرمایان قصد دارند ساختار حقوق و مزایا را بهگونهای تنظیم کنند که قدرت خرید کارکنان حفظ شود.
آینده بازار کار در برزیل و کلمبیا
در برزیل نیز، مشابه بسیاری از کشورها، شکاف مهارتی بهعنوان مانع اصلی تحول کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ شناخته میشود. شرکتها رشد مشاغلی مانند متخصصان تحول دیجیتال، متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، و متخصصان زنجیره تأمین و لجستیک را پیشبینی میکنند. نزدیک به ۹۰٪ شرکتها قصد دارند نیروی کار خود را طی پنج سال آینده بازآموزی کنند. در کنار مهارتهایی مانند هوش مصنوعی، کلانداده، تفکر خلاق و سواد فناورانه، مهارتهایی چون همدلی، گوشدادن فعال، انعطافپذیری، چابکی، کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر نیز از سوی کارفرمایان بهعنوان مهارتهای روبهرشد شناسایی شدهاند.

شرکتهای فعال در کلمبیا پیشبینی میکنند که بازار کار در دورهٔ ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ تحت تأثیر گسترش دسترسی دیجیتال قرار گیرد. آنها افزایش تلاشها برای کاهش انتشار کربن و تمرکز بیشتر بر مسائل اجتماعی و نیروی کار را از عوامل اصلی این تغییر میدانند. ۶۵٪ از کارفرمایان کمبود مهارت را مانعی اساسی برای تحول کسبوکارها تلقی میکنند و ۶۱٪ نیز چارچوبهای قانونی قدیمی یا انعطافناپذیر را مانع اصلی میدانند. با این حال، کارفرمایان در کلمبیا نسبت به آینده دسترسی به نیروی انسانی خوشبینتر از میانگین جهانی هستند و ۴۷٪ انتظار دارند وضعیت تأمین نیروی کار تا سال ۲۰۳۰ بهبود یابد. برای افزایش ماندگاری کارکنان، شرکتها بر ارتقای سلامت و رفاه نیروی کار تمرکز میکنند و مسیرهای پیشرفت شغلی را تقویت میکنند.
آینده بازار کار مکزیک
در مکزیک، گسترش دسترسی دیجیتال و اقدامات مرتبط با مقابله با تغییرات اقلیمی از عوامل اصلی شکلدهنده بازار کار تا سال ۲۰۳۰ محسوب میشوند. ۹۵٪ از شرکتهای فعال در این کشور انتظار دارند ابزارهای هوش مصنوعی در پنج سال آینده فعالیتهای آنها را متحول کند و ۶۳٪ پیشبینی میکنند استفاده از رباتیک افزایش یابد. همچنین ۸۲٪ از کارفرمایان قصد دارند روند خودکارسازی وظایف را تسریع کنند. پیشبینی میشود مشاغلی مانند تحلیلگران امنیت اطلاعات و متخصصان کلانداده از جمله سریعترین مشاغل در حال رشد باشند.
کارفرمایان در مکزیک نسبت به حفظ نیروی انسانی خوشبین هستند و ۵۳٪ انتظار بهبود در این زمینه را دارند (در مقایسه با ۴۴٪ در سطح جهانی). افزون بر مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، کلانداده و تفکر خلاق، شرکتها انتظار دارند مهارتهایی مانند تابآوری، انعطافپذیری، چابکی و مسئولیتپذیری زیستمحیطی نیز با تقاضای فزایندهای مواجه شوند؛ بهطوریکه بهترتیب ۷۳٪ و ۶۹٪ از شرکتها افزایش اهمیت این مهارتها را پیشبینی کردهاند.




تفاوت خالص بین سهم کارفرمایانی که انتظار دارند اهمیت مهارتها برای نیروی کارشان افزایش یابد و سهم آنهایی که انتظار کاهش اهمیت مهارتها را دارند، در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ (به درصد)، به تفکیک منطقه.
در این محاسبه، سهم کارفرمایانی که انتظار ثبات مهارتها را دارند در نظر گرفته نشده است.
۵-۲- بینشهای صنعتی
روندهای فرابخشی و زمینههای همکاری
تأثیر پیشبینیشده روندهای کلان بر آینده شغلها در جغرافیاها و بخشهای مختلف چندوجهی است. برخی صنایع نقاط همگرایی و در عین حال موانع مشخصی برای تحول دارند و بنابراین استراتژیهای نیروی کار متفاوتی را در پاسخ به تغییرات بازار کار تا سال ۲۰۳۰ در اولویت قرار میدهند.
در حالی که ۱۹ صنعت از ۲۲ صنعت جهانی پوشش دادهشده در این گزارش، شکافهای مهارتی در بازار کار محلی را بهعنوان بزرگترین مانع تحول صنعتی شناسایی کردهاند. هر بخش چالشهای اضافی خاص خود را نیز طی پنج سال آینده پیشبینی میکند. بهعنوان مثال، در بخش دولت و بخش عمومی و همچنین بخش پزشکی و خدمات بهداشتی، فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر بهعنوان اصلیترین مانع تحول انتخاب شده است. در بخش املاک و مستغلات، ناتوانی در جذب استعداد به صنعت، بهعنوان مانع کلیدی دیده میشود.
چهار بخش ذیل زیرساختهای دادهای و فنی را یکی از موانع اصلی میدانند:
- کشاورزی، جنگلداری و شیلات
- خدمات اطلاعات و فناوری
- نفت و گاز
- خردهفروشی و عمدهفروشی کالاهای مصرفی
همانطور که در شکل ۵.۱ نشان داده شده است، در بیشتر صنایع، جذابیت صنعت برای استعدادها در سطح صنعت، مسئلهای بزرگتر از جذابیت در سطح شرکتها در دوره ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ است. (با استثنای سه صنعت خودرو و هوافضا، آموزش و تربیت، و فناوری اطلاعات).


سهم کارفرمایان مورد بررسی که پیشبینی میکنند ناتوانی در جذب استعداد به شرکت خود یا به صنعتشان، مانعی برای تحول سازمانیشان خواهد بود، بر اساس صنعت.
چشمانداز صنعت و استراتژیهای نیروی کار
نتایج نظرسنجی Future of Jobs نشان میدهد که چالشهای دسترسی به استعدادها عمدتاً به سطح صنعت نسبت داده میشوند. این موضوع نشاندهنده فرصتهای بالقوهای برای ذینفعان صنایع است تا با همکاری یکدیگر، راهحلهای سفارشی درونصنعتی یا بینصنعتی را پیادهسازی کنند. با این حال، کارفرمایان در صنایع مختلف اغلب ترجیحات متفاوتی در مورد استراتژیهای نیروی کار دارند.
تقریباً در اکثر صنایع، ارتقای مهارتها (Upskilling) به عنوان استراتژی اصلی نیروی کار انتخاب شده است. در ۲۰ صنعت این استراتژی رتبه اول و در دو صنعت باقیمانده (الکترونیک و مدیریت بیمه و بازنشستگی) رتبه دوم را دارد. صنایع نفت و گاز (۹۶٪) و مخابرات (۹۶٪) بیشترین تعهد را به ارتقای مهارتها نشان میدهند. در حالی که هنوز ۷۳٪ از کارفرمایان صنعت آموزش و پرورش نیز روی این استراتژی تمرکز خواهند کرد.
نقشهی پراکندگی انتخابهای فناورانه در صنایع مختلف
تفاوتهای قابل توجهتری میان صنایع در استفاده پیشبینیشده از فناوریها برای خودکارسازی کامل فرآیندها و وظایف یا تکمیل و تقویت نیروی انسانی وجود دارد. اکثر صنایع قصد دارند بین استراتژیهای متمرکز بر خودکارسازی و استراتژیهای تقویت نیروی انسانی تعادل برقرار کنند. اما در صنعت الکترونیک، ۸۷٪ پاسخدهندگان روی خودکارسازی وظایف تمرکز دارند و تنها ۴۸٪ روی تقویت نیروی انسانی. صنایع دیگری مانند بیمه و بازنشستگی و مخابرات نیز شکاف مشابهی بین خودکارسازی و تقویت نیروی انسانی دارند. در مقابل، بخشهایی مانند بهداشت و درمان، کشاورزی و دولت ترجیح بیشتری به تقویت نیروی انسانی نسبت به خودکارسازی نشان میدهند.
علاوه بر این، استخدام نیروی کار با مهارتهای جدید برای پاسخ به نیازهای کسبوکار نوظهور، در ۱۷ صنعت از ۲۲ صنعت جزو سه استراتژی برتر نیروی کار قرار دارد. احتمالاً رقابت شدید درونصنعتی و بینصنعتی برای استعدادها را در پنج سال آینده ایجاد میکند. با این حال، ارتقای مهارتها و انتقال کارکنان موجود از نقشهای شغلی رو به افول به نقشهای در حال رشد به عنوان یک فرصت کمتر بهرهبرداریشده باقی مانده است. تنها صنایع خودروسازی و هوافضا، الکترونیک و املاک و مستغلات در حال حاضر این انتقال شغلی را به عنوان یکی از سه استراتژی برتر خود تا سال ۲۰۳۰ در اولویت قرار دادهاند.

یافتههای سطح صنعت
تا سال ۲۰۳۰، تحول صنعت اقامت، غذا و اوقات فراغت تحت تأثیر افزایش هزینههای زندگی و تمرکز بیشتر بر مسائل کاری و اجتماعی خواهد بود. دیجیتالیشدن با اینکه برای ۵۱٪ از پاسخدهندگان هنوز مهم است، نسبت به سایر صنایع کمتر محوریت دارد. توجه این صنعت به تجربه انسانی و مسائل اجتماعی در مرز انسان و فناوری نیز منعکس شده است. زیرا شرکتها انتظار دارند ۴۳٪ از کل وظایف کاری طی پنج سال آینده عمدتاً توسط انسان انجام شود، رقمی بالاتر از میانگین جهانی صنایع. با این حال، دسترسی به استعدادهای انسانی نگرانی فزایندهای است و ۵۹٪ از کارفرمایان پیشبینی میکنند که چالشهای استخدامی بدتر خواهد شد.
برای پاسخ به این روندها، شرکتها در حال گسترش تلاشهای ارتقای مهارتها، استخدام برای مهارتهای نوظهور و تقویت نیروی کار با فناوریهای جدید هستند و همچنین هدف دارند. جذابیت صنعت را با حمایت از سلامت و رفاه کارکنان، بهبود دستمزدها و پیشرفت استعدادها افزایش دهند. حدود یکسوم شرکتها در تلاشهای تنوع، برابری و شمول سرمایهگذاری میکنند و به ویژه بر استعدادهای جوان (۶۹٪، در مقایسه با ۵۲٪ میانگین جهانی) و کارگران مهاجر (۳۳٪، در مقایسه با ۲۰٪ جهانی) تمرکز دارند.
صنعت تولید پیشرفته انتظار دارد تحولی را تجربه کند که تحت تأثیر افزایش سرمایهگذاریها برای کاهش انتشار کربن، انطباق با تغییرات اقلیمی و افزایش هزینههای زندگی شکل میگیرد. شرکتها پیشبینی میکنند هوش مصنوعی (۸۱٪)، رباتیک (۶۹٪) و مواد و کامپوزیتهای جدید (۶۳٪، تقریباً دو برابر سایر صنایع) به کار گرفته شوند. این صنعت پیشبینی میکند تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، تفکر خلاق، شبکهها و امنیت سایبری، و همچنین تفکر سیستمی، طراحی و تجربه کاربری، و مدیریت منابع افزایش یابد.
پاسخ بخش کشاورزی به کمبود مهارت و نیاز به تحول
برای آمادهسازی برای این تغییرات، کارفرمایان انتظار دارند بتوانند ۲۹٪ از کارکنان را در نقش فعلی خود ارتقا دهند و ۱۵٪ از کارکنان را طی پنج سال آینده بازآموزی و به نقشهای جدید منتقل کنند. پنجاه درصد از شرکتها قصد دارند از منابع استعداد متنوع برای کاهش کمبود نیروی کار استفاده کنند. ۵۵٪ (بیشتر از اکثر صنایع دیگر) قصد دارند تلاشهای تنوع، برابری و شمول خود را بر کارکنان ۵۵ سال و بالاتر متمرکز کنند.
تا سال ۲۰۳۰، شکافهای مهارتی به عنوان اصلیترین مانع تحول برای کسبوکارهای کشاورزی، جنگلداری و شیلات دیده میشود (۶۸٪ پاسخدهندگان). پس از آن مقررات قدیمی (۵۱٪، در مقایسه با ۳۹٪ میانگین جهانی صنایع) و زیرساخت داده ناکافی (۴۶٪، در مقایسه با ۳۲٪ جهانی) قرار دارند. کاهش و انطباق با تغییرات اقلیمی، همراه با افزایش هزینههای زندگی، از چالشهای اصلی این صنعت هستند. در پاسخ به این چالشها، کارفرمایان قصد دارند استراتژیهای نیروی کار خود را با تأکید بر ارتقا و بازآموزی مهارتها، استخدام با مهارتهای جدید و تقویت نیروی کار با فناوری بهبود دهند.
سه مهارت اصلی در حال افزایش پیشبینی میشوند: تابآوری، انعطافپذیری و چابکی، سواد فناوری، و حفاظت محیط زیست. در حالی که مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی، دادههای بزرگ، شبکهها و امنیت سایبری نسبت به سایر صنایع رشد کندتری خواهند داشت.
یکسوم شرکتهای این صنعت برنامهای برای تنوع، برابری و شمول ندارند. در حالی که ۶۳٪ انتظار دارند دستمزدها سهم رو به رشدی از کل درآمد کارفرماها را تشکیل دهند. با این حال ۹۲٪ قصد دارند دستمزدها را با بهرهوری همسو کنند و ۴۶٪ به دنبال کاهش نابرابریهای دستمزدی هستند.
پاسخهای متفاوت صنایع خودرو و مواد پیشرفته به چالشهای مشترک مهارتی
صنعت خودرو و هوافضا به دلیل انتظار برای تأثیر قابل توجه کاهش تغییرات اقلیمی و تکهتکه شدن ژئواکونومیک در پنج سال آینده برجسته است. ۵۴٪ از پاسخدهندگان افزایش تنشهای ژئوپلیتیک (در مقایسه با ۳۴٪ در سایر صنایع) و ۴۶٪ افزایش محدودیتهای تجاری (در مقایسه با ۲۳٪ در سایر صنایع) را به عنوان عوامل اصلی تغییر شناسایی میکنند. حدود یکچهارم بازیگران صنعت در حال بررسی گزینههای بازگردانی تولید به داخل، نزدیکسازی به مرز یا کشورهای دوست و ۱۶٪ برای برونسپاری هستند. که نشاندهنده احتمال بازسازماندهی زنجیره تأمین بیشتر نسبت به سایر صنایع است.
این روندها نشاندهنده تحول قابل توجه برای اکثر شرکتها هستند. در بازار کار شکافهای مهارتی وجود دارد. فرهنگ سازمانی و مقاومت در برابر تغییر نیز موانع اصلی هستند. چالش جذب استعداد به صنعت (۴۲٪) در مقایسه با سایر صنایع (۳۷٪) بیشتر است. همچنین دسترسی به سرمایهگذاری (۴۰٪) در مقایسه با سایر بخشها (۲۶٪) محدودتر میباشد. کارفرمایان اولویتهای استراتژی نیروی کار خود را مشخص کردهاند. آنها بر ارتقای مهارتها تمرکز دارند. همچنین خودکارسازی فرآیندها و انتقال کارکنان را دنبال میکنند. هدف انتقال از نقشهای در حال کاهش به نقشهای در حال رشد است. مشاغل در حال رشد پیشبینی شده شامل مهندسین رباتیک و تحلیلگران و دانشمندان داده است.
در صنعت شیمیایی و مواد پیشرفته، تحول صنعت به شدت تحت تأثیر سرمایهگذاریها در گذار سبز و دیجیتال است. انتظار میرود که نقشهای شغلی مانند متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و متخصصان توسعه کسبوکار تا سال ۲۰۳۰ افزایش یابد. این صنعت همچنین نیاز به مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ و حفاظت محیط زیست را پیشبینی میکند. با این حال، عامل انسانی به عنوان یک مانع مهم برای صنعت دیده میشود. زیرا شکافهای مهارتی در بازار کار و جذب استعداد به صنعت به عنوان دو مانع اصلی تحول شناسایی شدهاند.
نقشهای تخصصی هوش مصنوعی و یادگیری مادامالعمر بهعنوان مهارت کلیدی
شرکتها میخواهند صنعت را جذابتر کنند. آنها بر پیشرفت شغلی و پرورش استعدادها تمرکز خواهند کرد. همچنین از سلامت و رفاه کارکنان حمایت میکنند. آنها قصد دارند دستمزدهای بالاتری نیز ارائه دهند.
کارفرمایان از دولتها درخواست اقداماتی دارند. آنها پیشنهاد میکنند دولتها از بازآموزی مهارتها حمایت کنند. همزمان باید سیستمهای آموزشی را بهبود بخشند. ارائه یارانه دستمزد و انعطافپذیری بیشتر در تعیین دستمزدها نیز پیشنهاد دیگر آنهاست. نُه شرکت از هر ده شرکت قصد دارند دستمزدها را به دقت با بهرهوری همسو کنند. در حالی که تنها ۹٪ قصد دارند هزینههای دستمزد را به عنوان بخشی از اقدامات کاهش هزینه در پنج سال آینده بازبینی کنند.

تحول صنعت آموزش و پرورش تا سال ۲۰۳۰ توسط گسترش دسترسی دیجیتال، تمرکز بیشتر بر مسائل کاری و اجتماعی و رشد اقتصادی کندتر هدایت خواهد شد. مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ و همچنین تفکر خلاق انتظار میرود که اهمیت بیشتری پیدا کنند. نقشهای شغلی نوظهور در این صنعت شامل متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و متخصصان تحول دیجیتال پیشبینی میشوند.
متخصصان تحول دیجیتال در این صنعت نقش بسیار مهمی ایفا میکنند. کارفرمایان این بخش نسبت به دیگر صنایع، ارزش بیشتری برای مهارتهایی مانند کنجکاوی و یادگیری مستمر قائل هستند. همچنین آنها به مهارتهای بازاریابی و رسانه و چندزبانه بودن توجه ویژهای نشان میدهند.
با این حال، این صنعت کمتر از میانگین جهانی بر ارتقا و بازآموزی مهارتهای نیروی کار خود سرمایهگذاری میکند. آمارها نشان میدهد تنها ۷۳٪ از شرکتها این اولویت را دنبال میکنند، در حالی که میانگین جهانی ۸۵٪ است. برای جبران این شکاف و افزایش جذابیت، کارفرمایان قصد دارند مسیرهای پیشرفت شغلی را بهبود بخشند. آنها همچنین برنامههای توسعه استعدادها را تقویت و دستمزدها را افزایش خواهند داد. حمایت از سلامت و رفاه کارکنان نیز بخش دیگری از این استراتژی است.
تمرکز صنعت الکترونیک بر خودکارسازی و مهارت
چشمانداز صنعت الکترونیک تا ۲۰۳۰ عمدتاً توسط کاهش تغییرات اقلیمی، دیجیتالیشدن مداوم و پیری نیروی کار شکل میگیرد. نگرانی از رشد اقتصادی کند در این صنعت (۲۵٪) به طور چشمگیری کمتر از میانگین کلی صنایع (۴۲٪) است. رشد اصلی مشاغل در حوزههای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، رباتیک، فناوریهای انرژی و مهندسی الکترونیک پیشبینی میشود.
دسترسی به استعدادها یک چالش کلیدی در صنعت الکترونیک است. ۶۱٪ از کارفرمایان انتظار تشدید چالشهای استخدام را دارند. در حالی که تنها ۹٪ نگران حفظ نیرو هستند (نسبت به میانگین جهانی ۱۹٪). راهبرد اصلی این صنعت، ترکیب خودکارسازی، ارتقای مهارت و انتقال داخلی کارکنان است. علاوه بر درخواست حمایت دولتی برای آموزش مهارتها، شرکتها بهبود زیرساخت حملونقل را برای سهولت دسترسی به استعدادها ضروری میدانند.
در پنج سال آینده، کاهش تغییرات اقلیمی در مرکز توجه صنعت فناوری انرژی و خدمات عمومی خواهد بود. زیرا شرکتها قصد دارند در فناوریهای سبزتر برای تولید، ذخیرهسازی و توزیع انرژی سرمایهگذاری کنند. به همین دلیل، مهندسین محیطزیست، متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و مهندسین انرژیهای تجدیدپذیر از جمله مشاغل با رشد بالای پیشبینیشده در این بخش خواهند بود.
کارفرمایان صنعت انرژی و خدمات عمومی، شکاف مهارتی (۸۱%) را بزرگترین مانع تحول کسبوکار خود شناسایی کردهاند. موانع دیگر شامل مقررات قدیمی (۴۴%)، مقاومت فرهنگی در برابر تغییر و کمبود جذابیت صنعت (۳۷%) برای جذب استعداد است. برای مقابله، آنها بر بهبود مسیرهای پیشرفت شغلی و سرمایهگذاری بر بازآموزی تمرکز خواهند کرد و حمایت مالی بیشتر دولت را برای این اقدامات حیاتی میدانند.
راهبرد جامع خدمات مالی برای جذب و نگهداشت استعداد در عصر دیجیتال
در صنعت خدمات مالی و بازار سرمایه، دیجیتالی شدن بیشتر به عنوان عامل اصلی تحول طی پنج سال آینده دیده میشود. البته همراه با انطباق با تغییرات اقلیمی و رشد اقتصادی کندتر. این بخش همچنین پیشبینی میکند که به ویژه تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گیرد. به طوری که تنها ۵٪ از کارفرمایان انتظار دارند تا سال ۲۰۳۰ هوش مصنوعی به طور قابل توجهی پذیرفته نشود (در مقایسه با ۱۴٪ در همه صنایع). در نتیجه، مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، سواد فناوری و مهارتهای امنیت سایبری در این صنعت مورد تقاضای بالا خواهند بود. انتظار میرود نقشهای شغلی جدید برای متخصصان دادههای بزرگ ایجاد شود.
متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و متخصصان مدیریت امنیت از جمله مشاغل در حال رشد در این صنعت هستند. برای بهبود دسترسی به استعدادها، صنعت برنامهریزی کرده است تا در بازآموزی و ارتقای مهارتها سرمایهگذاری کند (۷۱٪ از کارفرمایان). رفاه کارکنان را حمایت کند (۶۴٪) و فرآیندهای ارتقای شغلی را بهبود دهد (۶۱٪). کار از راه دور و هیبریدی نیز به عنوان یک استراتژی برای حفظ جذابیت برای ۵۸٪ از شرکتهای صنعت دیده میشود. نیمی از پاسخدهندگان خواستار تغییر قوانین کار برای حمایت از کار از راه دور هستند (در مقایسه با ۳۶٪ در سایر بخشها). این صنعت به طور خاص در برنامههای خود برای حذف الزامات مدرک دانشگاهی و جایگزینی آن با استخدام مبتنی بر مهارتها پیشرفته است (۲۸٪ در مقایسه با ۱۹٪ در همه صنایع).
بازآموزی و ارتقای استعداد در دولت در مقابل تمایل به کاهش نیرو و برونسپاری
کارفرمایان بخش دولتی در سال ۲۰۳۰ مقاومت فرهنگی در برابر تغییر را بزرگترین مانع تحول خود میدانند. درحالیکه قصد سرمایهگذاری در تحول دیجیتال و سبز را دارند. مهارتهای کلیدی آینده شامل هوش مصنوعی، امنیت سایبری و سواد فناوری هستند و پس از آن حفاظت محیطزیست و تفکر خلاق قرار میگیرند.
شکافهای مهارتی در بازار کار و چارچوبهای قانونی قدیمی میتوانند تحول بخش را کند کنند. به طور کلی، کارفرمایان دولتی نسبت به دسترسی آینده به استعدادها دید مثبتی دارند، به طوری که ۵۲٪ انتظار بهبود در پنج سال آینده را دارند. برای افزایش جذابیت بخش و تقویت پایه استعدادها، ۸۰٪ از کارفرمایان برنامهریزی کردهاند تا فرآیندهای ارتقای استعداد و برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت را در پنج سال آینده اجرا کنند.
شرکتهای خدمات اطلاعات و فناوری به طور گستردهای بر استفاده از فناوریهای پیشرفته تا سال ۲۰۳۰ متمرکز هستند. با پیشبینی استفاده تقریباً جهانی از هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات (۹۹٪ در مقایسه با میانگین جهانی ۸۶٪) و همچنین تمرکز قوی بر فناوریهای کوانتوم و رمزنگاری (۴۱٪ در مقایسه با ۱۲٪ جهانی). مشاغل در حال رشد در این بخش شامل متخصصان تحول دیجیتال، توسعهدهندگان نرمافزار و اپلیکیشن، و متخصصان فروش و بازاریابی هستند.
صنعت IT و خدمات اطلاعات، علاوه بر مهارتهای فنی مانند هوش مصنوعی، اهمیت بیشتری برای مهارتهای انسانی (انعطافپذیری، تابآوری) قائل است. تقاضا برای مهارتهایی مانند برنامهنویسی در این صنعت کاهش مییابد. راهبرد آن ترکیب ارتقای مهارت و استخدام جدید است. همراه با تمایل بیشتر به کاهش نیرو با مهارتهای کمارتباط (۴۹% در مقابل ۴۱%) و برونسپاری (۱۷% در مقابل ۸%).
مسیرهای موازی تحول در بخشهای زیرساخت و بیمه برای دوره ۲۰۲۵-۲۰۳۰
تا سال ۲۰۳۰، تحول بخش زیرساخت پیشبینی میشود که از نیاز به افزایش سرمایهگذاری در کاهش کربن، سازگاری با تغییرات اقلیمی و دیجیتالی شدن ناشی شود. در نتیجه، پیشبینی میشود مشاغل جدیدی برای متخصصان دادههای بزرگ و متخصصان توسعه سازمانی ایجاد شود.

انتظار میرود مهمترین مهارتهای در حال رشد با هوش مصنوعی و دادههای بزرگ مرتبط باشند. همچنین مهارتهای مربوط به شبکهها و امنیت سایبری نیز در این گروه قرار میگیرند. افزون بر این، مهارتهای مدیریت استعداد با سرعتی بیش از میانگین جهانی صنایع رشد خواهند کرد. پیشبینی میشود ۲۷٪ از کارکنان این بخش قادر به ارتقای مهارت در نقشهای فعلی خود باشند. ۱۷٪ دیگر نیز بازآموزی شده و در نقشهای جدید مستقر شوند. تقریباً ۷۰٪ از پاسخدهندگان انتظار دارند بازآموزی و ارتقای مهارت باعث بهبود نگهداشت استعدادها و افزایش رقابتپذیری و بهرهوری شرکت شود.۵۰٪ برنامه دارند از طریق برنامههای آموزشی تحرک استعدادها را افزایش دهند.
راهبرد غالب صنعت بیمه برای تطبیق با سرعت تغییرات فناورانه
پنج سال آینده، تحولات چشمانداز اقتصادی جهانی و دینامیک جمعیتی در سراسر جهان پیشبینی میشود که تحول صنعت بیمه و مدیریت مستمریها را هدایت کند. انتظار میرود ادامه پذیرش فناوریهای دیجیتال نیز صنعت را متحول کند. به طوری که ۹۷٪ از کارفرمایان قصد دارند اتوماسیون فرآیندها و وظایف را تسریع کنند. که این میزان به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین جهانی صنعت است. این بخش همچنین انتظار دارد سطح بالاتری از تکمیل وظایف توسط همکاری انسان و فناوری داشته باشد، به طوری که ۴۱٪ از کل وظایف کاری تا سال ۲۰۳۰ از طریق همکاری انسان و فناوری انجام شود.
هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، تفکر خلاق و سواد فناوری به عنوان مهمترین مهارتهای در حال رشد در نظر گرفته شدهاند. در حالی که ۴۲٪ از کارفرمایان پیشبینی میکنند که دسترسی به استعداد در هنگام استخدام کاهش یابد. این صنعت به شدت بر بازآموزی و ارتقای مهارت تمرکز دارد. ۹۱٪ از کارفرمایان قصد دارند نیروی کار خود را برای تطبیق با نیازهای در حال تحول ارتقا دهند. در نتیجه، ۸۲٪ انتظار دارند توسعه استعدادها در پنج سال آینده بهبود یابد.
تمرکز بر تحلیل داده و هوش مصنوعی در کنار حمایت از رفاه کارکنان
عوامل اصلی مانند تحول دیجیتال و افزایش هزینههای زندگی، خدمات پزشکی را تا سال ۲۰۳۰ دگرگون خواهند کرد. همچنین جمعیت رو به پیر شدن یک محرک کلیدی در این تحول است. حدود ۵۹٪ از شرکتهای این صنعت بر این عامل تأکید دارند. این میزان توجه در مقایسه با میانگین کلی همه صنایع که ۴۰٪ است، چشمگیرتر میباشد.

شرکتها برای سازگاری با این روندها با چالشهای متعددی روبرو هستند. فرهنگ سازمانی موجود و مقاومت در برابر تغییر، دو مانع اصلی محسوب میشوند. همچنین قوانین قدیمی و کمبود مهارتها در بازار کار، این چالشها را تشدید میکنند.
پیشبینی میشود نقشهای شغلی جدید در این صنعت شامل تحلیلگران داده و دانشمندان داده و متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین باشد. با تأکید قابل توجه بر هوش مصنوعی و دادههای بزرگ و سواد فناوری به عنوان مهارتهای اصلی در حال افزایش تقاضا. در حالی که تمرکز بر روشهای کاری که سلامت و رفاه کارکنان را حمایت میکند (۵۷٪)، ارائه برنامههای مؤثر بازآموزی و ارتقای مهارت (۶۳٪). و پرداخت حقوق رقابتی (۴۹٪) به عنوان استراتژیهای کلیدی نیروی کار دیده میشود. صنعت به طور فزایندهای قصد دارد از مخازن متنوع استعدادها نیز بهره ببرد.
تمرکز صنایع معدن و نفت بر فناوری انرژی و ایمنی برای حفظ جذابیت در گذار زیست محیطی
با توجه به اینکه تحول صنعت تا سال ۲۰۳۰ عمدتاً تحت تأثیر تطبیق با تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار کربن قرار خواهد گرفت. بخش معدن و فلزات نیز به محدودیتهای فزاینده در تجارت و سرمایهگذاری جهانی توجه دارد. به طوری که ۵۵٪ از شرکتها این موضوع را به عنوان یک روند کلیدی شناسایی کردهاند (در مقایسه با ۲۳٪ در سایر صنایع). با توجه به گذار سبز، ۷۹٪ از فعالان صنعت انتظار دارند فناوریهای انرژی تأثیر تحولآفرینی داشته باشند. در حالی که استفاده از هوش مصنوعی کمتر از سایر بخشها (۶۶٪) پیشبینی میشود.
انتظار میرود استفاده از فناوریهای خودکار برای انجام وظایف کاری سریعتر از سایر صنایع افزایش یابد. متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و کارکنان معدن، نفت و استخراج سایر منابع در پنج سال آینده تقاضای رو به رشدی خواهند داشت. هوش مصنوعی و دادههای بزرگ و مسئولیتپذیری محیطزیستی به عنوان مهارتهای اصلی در حال افزایش دیده میشوند. برای جذب و نگهداشت استعدادها، شرکتها برنامه دارند سلامت و رفاه کارکنان (۷۹٪) و ایمنی محیط کار (۵۳٪) را در اولویت قرار دهند. همچنین هدف و اثر کسبوکار خود را بهطور بهتر بیان کنند (۶۳٪).
تا سال ۲۰۳۰، انتظار میرود بخش نفت و گاز برای کاهش انتشار کربن و سازگاری با تغییرات اقلیمی تکامل و تحول یابد. بر اساس نظر ۴۰٪ از پاسخدهندگان این صنعت، سیاست صنعتی و یارانههای دولتی نیز استراتژیهای شرکتها را در پنج سال آینده تحت تأثیر قرار خواهد داد.
تمرکز صنایع پاک بر بازآموزی پیشرفته در مقابل درخواست تولید کالاها برای انعطاف
با برنامهریزی شرکتها برای بهرهگیری از فناوریهای پاک، تقاضا برای مهارتهای جدیدی در حال رشد است. این مهارتها شامل مسئولیتپذیری محیطزیستی و همچنین تسلط بر هوش مصنوعی و دادههای بزرگ میباشند. علاوه بر این، سواد فناوری نیز به یک نیاز رو به افزایش در بازار کار تبدیل شده است. پیشبینی میشود نقشهای شغلی جدیدی برای متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و تحلیلگران و دانشمندان داده ایجاد شود. استراتژیهای نیروی کار در این بخش بیشتر به سمت ارتقای مهارتها متمرکز است. به طوری که ۹۶٪ از شرکتها قصد دارند در توسعه نیروی کار سرمایهگذاری کنند (در مقایسه با ۸۵٪ در تمام صنایع). همچنین شتابدهی به اتوماسیون و تکمیل نیروی انسانی با فناوریهای جدید نیز در دستور کار است.
تحول صنعت تولید کالاهای مصرفی به ویژه تحت تأثیر افزایش هزینه زندگی و سرمایهگذاریهای بیشتر در کاهش کربن طی پنج سال آینده خواهد بود. علاوه بر این، صنعت پیشبینی میکند نیاز است که تمرکز فزاینده بر مسائل نوظهور کار و اجتماعی نیز در نظر گرفته شود.(که توسط ۵۸٪ از شرکتها برجسته شده است، در مقایسه با ۴۶٪ میانگین جهانی.)
شرکتها قصد دارند فناوریهای پیشرفته را به میزان قابل توجهی به کار گیرند. استفاده آنها از روباتها و سیستمهای خودکار ۷۱٪ خواهد بود که از میانگین صنایع دیگر (۵۸٪) بیشتر است. همچنین بکارگیری مواد و کامپوزیتهای جدید با نرخ ۶۱٪ پیشبینی میشود که تقریباً دو برابر میانگین کلی صنایع (۳۰٪) است. با این حال، ۵۶٪ از کارفرمایان پیشبینی میکنند که دسترسی به استعدادهای ماهر در آینده دشوارتر خواهد شد. برای مقابله با کمبود نیروی انسانی، شرکتها برنامه دارند سلامت و رفاه کارکنان (۷۳٪) و بهبود ساعات کاری (۵۲٪) را حمایت کنند. همچنین امکان حمایت سیاستهای عمومی در زمینه انعطاف در استخدام و اخراج، انعطاف در تعیین دستمزد و اصلاح قوانین مهاجرت را نیز در نظر میگیرند.
راهبردهای مشترک و متمایز بخشهای خدمات حرفهای و املاک در تطبیق با تحول دیجیتال و اقتصادی
شرکتهای خدمات حرفهای پیشبینی میکنند که تحول صنعت تا سال ۲۰۳۰ ادامه خواهد داشت. آنها انتظار دارند روند دیجیتالی شدن، افزایش هزینههای زندگی و همچنین تمرکز فزاینده بر مسائل کار و اجتماعی، سه عامل اصلی این تحول باشند. استراتژیهای نیروی کار در این بخش شامل ارتقای مهارتها، استخدام استعدادهای با مهارتهای نوظهور و تکمیل نیروی انسانی با فناوریهای جدید است. همچنین انتظار میرود تمرکز بیشتری بر کاهش نقشهای شغلی با مهارتهای منسوخ وجود داشته باشد. به طوری که ۴۸٪ از شرکتها قصد دارند این رویکرد را در اولویت قرار دهند (در مقایسه با ۴۰٪ در تمام صنایع).
یک پنجم کارفرمایان قصد دارند عملیات خود را به محل دفتر مرکزی نزدیکتر کنند از طریق بازگرداندن یا نزدیکسازی مجدد فعالیتها. متخصصان دادههای بزرگ و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین از جمله نقشهای شغلی با بیشترین تقاضای پیشبینیشده در این صنعت هستند. در حالی که هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، سواد فناوری، تفکر خلاق و امنیت سایبری در صدر فهرست مهارتهایی قرار دارند که انتظار میرود طی پنج سال آینده تقاضای آنها افزایش یابد.
در صنعت املاک و مستغلات، “عدم قطعیت چرخه کسبوکار از نظر رشد اقتصادی و تورم”، انتظار میرود بیشترین تأثیر را بر تحول این صنعت در پنج سال آینده داشته باشد. برای واکنش به این چشمانداز در حال تحول، شرکتها قصد دارند استراتژیهای نیروی کار خود را تطبیق دهند و اولویت را بر ارتقای مهارتها، بازآموزی و استخدام نیروی جدید با مهارتهای مرتبط قرار دهند.
نقشهای شغلی نوظهور در این صنعت شامل متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین و حرفهایهای توسعه کسبوکار پیشبینی میشود. همچنین انتظار میرود تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، تفکر خلاق و کنجکاوی و یادگیری مادامالعمر در تمام نقشهای صنعتی افزایش یابد. ۶۰٪ از کارفرمایان ناتوانی صنعت در جذب استعدادها را به عنوان یکی از موانع کلیدی تحول تا سال ۲۰۳۰ برجسته کردهاند.

پاسخ متفاوت بخشهای خدمات و خردهفروشی به فشار هزینه زندگی و مسائل اجتماعی
برای افزایش جذابیت صنعت، اکثریت شرکتها قصد دارند سلامت و رفاه کارکنان را حمایت کرده و فرصتهای آموزشی بهتری فراهم کنند. چرا که در حال حاضر تنها ۳۴٪ از کارکنان صنعت آموزشهای بازآموزی و ارتقای مهارت دیدهاند، در حالی که میانگین جهانی صنعت ۵۰٪ است.کمتر از یک سوم کارفرمایان برنامهای برای ارائه دستمزدهای بالاتر دارند. همچنین تنها یک پنجم آنها قصد اجرای برنامههای تنوع و برابری را دارند. هر دو این نسبتها از میانگین جهانی صنعت که به ترتیب ۵۰٪ و ۳۹٪ است، پایینتر میباشند.
در بخش خردهفروشی، شرکتها پیشبینی میکنند افزایش هزینه زندگی بر تحولات پنج سال آینده تأثیر بگذارد. ۶۸٪ از آنان این عامل را مؤثر میدانند، در حالی که میانگین کلی صنایع ۵۰٪ است. همچنین تمرکز بیشتر بر مسائل کار و اجتماعی با نرخ ۶۴٪، عاملی کلیدی برای این بخش خواهد بود که از میانگین ۴۶٪ در سایر صنایع فراتر میرود. کمبود استعدادها در این بخش قابل توجه است. ۵۸٪ از کارفرمایان انتظار دارند دسترسی به نیروی کار تا سال ۲۰۳۰ دشوارتر شود و ۲۸٪ پیشبینی میکنند نگهداشت استعداد کاهش یابد.
برای سازگاری با این روند، شرکتها سه اولویت اصلی را در نظر دارند: ارتقای مهارت و بازآموزی نیروی کار فعلی، خودکارسازی وظایف و استخدام استعدادهای دارای مهارتهای نوظهور. تنها ۴۱٪ از کارفرمایان، انتقال کارکنان به نقشهای جدید را مد نظر قرار میدهند. این رویکرد یک فرصت کمتر استفاده شده برای سرمایهگذاری در تحول نیروی کار این صنعت به شمار میآید.
نقشهای شغلی نوظهور در آینده این صنعت به طور عمده شامل چند تخصص کلیدی خواهند بود. متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در صدر این فهرست قرار میگیرند. همچنین تقاضا برای متخصصان بازاریابی دیجیتال و استراتژی افزایش خواهد یافت. علاوه بر این، نقش متخصصان دادههای بزرگ نیز به سرعت در حال ظهور است.
سرمایهگذاری پیشتاز حملونقل در بازآموزی در مقابل تمرکز مخابرات بر جذب استعداد جهانی از طریق دورکاری فرامرزی
پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ حدود ۳۷٪ از مهارتهای شغلی در این صنعت تغییر کند. صنعت زنجیره تأمین گزارش میدهد که تلاش قابل توجهی برای بازآموزی نیروی کار خود انجام داده است. در نتیجه، ۵۷٪ از کارکنان آموزشهای لازم را دریافت کردهاند که این میزان از بسیاری صنایع دیگر بیشتر است.
این تحولات در پاسخ به عواملی مانند دسترسی دیجیتال گسترده، سازگاری با تغییرات اقلیمی و افزایش هزینه زندگی رخ میدهد. نقشهای شغلی رو به رشد در آینده شامل رانندگان کامیونهای سبک و خدمات تحویل خواهد بود. همچنین تقاضا برای کارکنان اطلاعات و خدمات مشتری افزایش مییابد. علاوه بر این، نیاز به رانندگان خودرو، ون و موتورسیکلت نیز بیشتر میشود.
شرکتها انتظار دارند تقاضا برای مهارتهای هوش مصنوعی و دادههای بزرگ، سواد فناوری و شبکهها و امنیت سایبری افزایش یابد. تفکر تحلیلی نیز به عنوان اولویت شناسایی شده است و ۷۹٪ از شرکتها انتظار افزایش استفاده از آن را دارند که نسبت به صنایع دیگر بیشتر است. با این حال، اکثریت پاسخدهندگان، ناتوانی صنعت در جذب استعدادها را به عنوان یک ریسک بالقوه میدانند که میتواند تحول را به تأخیر اندازد.
با افزایش دسترسی دیجیتال و اتصال جهانی، تحول صنعت ارتباطات در پنج سال آینده شتاب خواهد گرفت. حدود ۴۰٪ از شرکتها در حال آمادهسازی زیرساختهای خود برای استفاده بیشتر از فناوریهای فضایی و ماهوارهای هستند. نقشهای شغلی در حال رشد شامل متخصصان هوش مصنوعی و یادگیری ماشین، متخصصان بیگ دیتا و تحلیلگران و دانشمندان دیتا خواهند بود.
برای توانمندسازی تحول صنعت، ۹۶٪ از کارفرمایان قصد دارند برنامههای بازآموزی و ارتقای مهارت کارکنان خود را اجرا کنند. همچنین ۸۲٪ از آنان برنامهریزی کردهاند تا میزان اتوماسیون وظایف در فرآیندهای کاری را افزایش دهند. در زمینه جذب استعداد، ۴۸٪ از شرکتها قصد دارند امکان کار از راه دور فرامرزی را ارائه دهند. این نسبت دو برابر میانگین جهانی صنایع است. در مقابل، تنها ۲۲٪ از پاسخدهندگان گزینههایی مانند بازگردانی یا نزدیکسازی عملیات به محل دفتر مرکزی را بررسی میکنند.

نسبت کارفرمایانی که انتظار دارند روندهای کلان باعث تحول در سازمان خود شوند (%)

نسبت کارفرمایانی که انتظار دارند روندهای فناوری باعث تحول در سازمان خود شوند (%)

نسبت کارفرمایانی که مهارتها را مهارتهای اصلی و پایهای کارکنان خود میدانند (%)

اختلاف خالص بین سهم کارفرمایانی که انتظار دارند اهمیت مهارتها برای کارکنان افزایش یابد و آنهایی که انتظار کاهش اهمیت مهارتها را دارند (%). سهم کارفرمایانی که ثبات مهارتها را پیشبینی میکنند در این محاسبه لحاظ نشده است.
نتیجهگیری
پیشبینیهای نظرسنجی «آینده مشاغل» نشان میدهد تحول چشمانداز مهارتها و مشاغل تأثیر گستردهای خواهد داشت. این تغییرات بر کسبوکارها، صنایع، دولتها و نیروی کار در سطح جهانی اثر میگذارد. بنابراین توسعه پیشبینیهای دقیق و شناسایی بهترین استراتژیهای نیروی کار بسیار حیاتی است. کارفرمایان و کارکنان برای مدیریت این تحولات باید تصمیمات آگاهانهای اتخاذ کنند. این امر به آنها کمک میکند تا اختلالات در مشاغل و مهارتها را به شکلی مؤثر هدایت نمایند.
این نسخه از گزارش «آینده شغلها» تصویری ترکیبی از چشمانداز بازار کار جهانی در سالهای ۲۰۲۵ تا ۲۰۳۰ ارائه میدهد.از یک سو، عوامل جدیدی مانند رقابتهای ژئواقتصادی، گرانی و کاربرد هوش مصنوعی، فضای پیچیدهای ایجاد کردهاند. این روندها عدم قطعیت قابل توجهی برای سیاستگذاران، کارفرمایان و کارکنان به همراه آوردهاند. از سوی دیگر، چشمانداز کلی اشتغال جهانی مثبت ارزیابی میشود. نرخ کاهش مهارتهای شغلی بهطور مستمر در حال کاهش است. برنامههای مؤثر بازآموزی، ارتقای مهارت و انتقال شغلی که در سالهای اخیر اجرا شدهاند، اکنون تأثیر مثبت خود را بر نیروی کار جهانی نشان میدهند.
شناسایی سیگنالهای اولیه برای اولویتهای آینده و تأکید بر اصل شکلپذیری نتایج کار
کارفرمایان در تمام صنایع و مناطق جغرافیایی نسبت به نسخههای پیشین گزارش، آگاهی و تمایل بیشتری برای پرداختن فعالانه به چالشهای نیروی کار و استعدادها دارند. این کار را با استفاده عملی از رویکردهای نوآورانه مانند سیاستهای استخدام مبتنی بر مهارت و تمرکز استراتژیکتر بر تنوع، برابری و شمول انجام میدهند.
شکافهای مهارتی هنوز بزرگترین مانع تحول در بیشتر صنایع و اقتصادها محسوب میشوند. گزارش جدید «آینده مشاغل» نشانههای اولیهای از اولویتهای آینده برای همکاری چندجانبه ارائه میدهد. یکی از این اولویتها، نیاز به یک استراتژی پویا برای انتقال شغلی در مشاغل رو به گسترش است. همچنین پرسشهای مهمی درباره تعادل آینده بین خودکارسازی عمیق و تقویت قابلیتهای نیروی انسانی مطرح میشود.
این نکته آخر، بازتاب یکی از اصول اساسی گزارش «آینده شغلها» از آغاز تاکنون است. آینده کار میتواند برای نتایج بهتر شکل بگیرد و تصمیمات سیاستی، تجاری و سرمایهگذاری که رهبران امروز اتخاذ میکنند. این نتایج و فضای آینده برای اقدام را تعیین خواهد کرد.
مجمع جهانی اقتصاد بهطور فعال از ساخت نیروی کار آماده برای آینده و فراگیر از طریق دو ابتکار اصلی سرمایه انسانی خود حمایت میکند. «انقلاب بازآموزی مهارتها» و «ابتکار شغلها».
امید است این گزارش به تدوین یک برنامه بلندپروازانه چندجانبه کمک کند تا کارکنان، کسبوکارها، دولتها، آموزشدهندگان و جامعه مدنی را بهتر آماده سازد. آنها را توانمند کند تا آیندهای بهتر برای شغلها برای همگان بسازند.






































