اجلاس داووسحکمرانی فناوریرویدادهای فناوریفناوری‌های نوظهورهوش مصنوعی

ساتیا نادلا در داووس ۲۰۲۶: نفوذ هوش مصنوعی یا نابودی رقابت؟ نقش اروپا در عصر جدید

در این مقاله به گفتگوی ساتیا نادلا مدیرعامل مایکروسافت در داووس ۲۰۲۶ می‌پردازم. در مقالات دیگری گفتگوهای الون ماسک مدیرعامل تسلا و جنسن هوانگ مدیرعامل انویدیا در اجلاس داووس ۲۰۲۶ را شرح دادم. گرداننده گفتگوی با ساتیا لری فینک، مدیرعامل بلک‌رک است. موضوع بحث، محوری‌ترین چالش عصر ما است. فینک جلسه را با این جمله آغاز کرد که هوش مصنوعی دیگر یک مفهوم انتزاعی یا آینده‌نگر نیست. او گفت این فناوری امروز به زیربنای کسب‌وکار، دولت‌ها و جامعه تبدیل شده است. حضار می‌خواستند نقشه راه رهبر یکی از تاثیرگذارترین شرکت‌های فناوری جهان را بشنوند. در ادامه خلاصه‌ای از این گفتگوی حدوداً نیم ساعته را آورده‌ام.

هوش مصنوعی به مثابه یک جابجایی تاریخی پلتفرمی

لری فینک اولین پرسش خود را مطرح کرد. او از نادلا خواست تا مفهوم “جابجایی پلتفرمی” هوش مصنوعی را شرح دهد. ساتیا نادلا در داووس با آرامش اما قاطع پاسخ داد. او توضیح داد که تاریخ محاسبات در هفتاد سال گذشته، یک قوس واحد بوده است. این قوس همواره درباره دیجیتالی کردن آثار جهان فیزیکی و سپس تحلیل آنها بوده است. نادلا گفت که هوش مصنوعی ادامه‌دهنده همین قوس است اما در مقیاسی بی‌سابقه. او هوش مصنوعی را در رده تحولاتی مانند رایانه شخصی، وب، موبایل و ابر قرار داد. اما نادلا تاکید کرد که دامنه تاثیر این تحول، احتمالاً از همه آنها بزرگ‌تر است. ساتیا برای حضار تعریف کرد که این تحول چگونه از تکمیل کد در گیت‌هاب کوپیلوت شروع شد. سپس به چت و انجام وظایف کوچک رسید و امروز به عامل‌های خودمختار تبدیل شده است.

خلق ارزش‌افزوده اقتصادی؛ فلسفه وجودی نفوذ هوش مصنوعی

سپس فینک بحث را به سمت اقتصاد برد. او پرسید که چگونه هوش مصنوعی می‌تواند برای همه جامعه ارزش‌افزوده یا “سورپلاس” ایجاد کند. آیا این مازاد به معنای کاهش نیروی کار است؟ ساتیا پاسخش را با هشداری جدی آغاز کرد. او گفت جامعه جهانی به زودی “اجازه اجتماعی” خود برای مصرف انرژی گران‌قیمت در پردازش هوش مصنوعی را از دست می‌دهد. این اتفاق تنها در یک حالت رخ نمی‌دهد. اگر هوش مصنوعی نتایج ملموسی در سلامت، آموزش، کارایی دولت و رقابت بخش خصوصی ایجاد نکند، مشروعیت خود را از دست می‌دهد. به گفته نادلا، هدف غایی، خلق ارزش‌افزوده اقتصادی محلی در همه جوامع است. ساتیا نادلا در داووس تاکید کرد که نفوذ هوش مصنوعی به معنای تبدیل “توکن‌ها” به رشد اقتصادی و رفاه برای همه است. او گفت این ماموریت، قلب استراتژی مایکروسافت است.

معماری نفوذ؛ از کارخانه توکن تا مهارت‌آموزی

اما این نفوذ چگونه اتفاق می‌افتد؟ فینک از مکانیزم دقیق انتشار هوش مصنوعی در اقتصادها پرسید. ساتیا پاسخ خود را با یک تشبیه قدرتمند آغاز کرد. او گفت درست مانند شبکه برق، جهان به یک شبکه فراگیر از “کارخانه توکن (Token Factory)” نیاز دارد. این کارخانه‌های تولید توکن یا واحد پردازش هوش مصنوعی، باید در همه جا مستقر شوند. از طرف عرضه، کلید موفقیت، کاهش مداوم هزینه تولید هر توکن بر اساس هر دلار و هر وات انرژی است. ساتیا نادلا در داووس بر نقش سرمایه‌گذاری در زیرساخت، تراشه و دیتاسنترها تاکید کرد. از طرف تقاضا، داستان کاملا متفاوت است. نادلا گفت هر شرکت و هر فرد باید استفاده از هوش مصنوعی را آغاز کند. او به تشبیه تاریخی استیو جابز (“دوچرخه برای ذهن”) و بیل گیتس (“اطلاعات در نوک انگشتان شما”) اشاره کرد. نادلا گفت هوش مصنوعی، دسترسی به “ذهن‌های نامحدود” را فراهم می‌کند.

پرسش سرنوشت‌ساز؛ آیا جهان دوقطبی می‌شود؟

لری فینک نگرانی عمیق خود را مطرح کرد. او گفت گزارش‌ها نشان می‌دهد کاربردهای هوش مصنوعی تاکنون عمدتاً در اقتصادها و افراد تحصیل‌کرده متمرکز شده است. آیا این امر به دوقطبی شدن بیشتر جهان و افزایش شکاف دیجیتال منجر نمی‌شود؟ ساتیا نادلا این نگرانی را تایید اما دیدگاهی امیدوارکننده ارائه داد. او گفت برخلاف دوران رایانه شخصی، امروزه “ریل” یا زیرساخت لازم برای تحویل عادلانه توکن‌ها به سراسر جهان وجود دارد. تلفن‌های هوشمند و اتصال به اینترنت، این بستر را فراهم کرده‌اند. نادلا یک مثال ملموس زد. او به یک کشاورز هندی در مناطق روستایی اشاره کرد. این کشاورز توانسته بود با یک ربات مبتنی بر مدل اولیه GPT، درباره یارانه‌های دولتی به زبان محلی تحقیق کند. حتی این ربات فرم‌ها را برای او پر کرده بود. ساتیا گفت این فناوری، “عاملیت” را به افرادی بازگرداند که قبلا به آن دسترسی نداشتند.

بازآفرینی سازمان‌ها؛ تغییر ذهنیت، مهارت و اطلاعات

فینک پرسش بعدی را مطرح کرد. او پرسید با نفوذ هوش مصنوعی، ساختار سازمان‌ها چگونه باید تغییر کند. ساتیا نادلا گفت این چالش، احتمالا بزرگ‌ترین مانع است. وقتی “مصنوع کار” و “جریان کار” تغییر کند، خود شرکت نیز باید دگرگون شود. نادلا یک مثال شخصی زد. او توضیح داد که چگونه آماده‌سازی برای پنجاه جلسه دوجانبه خود در داووس، کاملا متحول شده است. قبلا تیم‌های میدانی یادداشت‌ها را آماده می‌کردند و به دفتر مرکزی می‌فرستادند. امروز او مستقیماً به کوپایلوت می‌گوید: “برای جلسه با لری فینک به من یک خلاصه بده.” ساتیا نادلا در داووس تاکید کرد این سیستم، یک دید ۳۶۰ درجه ارائه می‌دهد. این سیستم می‌داند مایکروسافت با بلک‌رک به عنوان مشتری و سرمایه‌گذار چه می‌کند. این تحول، جریان اطلاعات را به طور کامل مسطح می‌کند. نادلا فرمول سه‌گانه “ذهنیت، مهارت، مجموعه داده” را برای موفقیت سازمان‌ها معرفی کرد.

اروپا در گرداب حفاظت یا چشم‌انداز رقابت؟

بحث به یکی از چالشی‌ترین بخش‌ها رسید. فینک از موقعیت اروپا پرسید که بخش عمده انرژی خود را وارد می‌کند. ساتیا پاسخ خود را با یک بازنگری تاریخی آغاز کرد. او گفت معجزه غرب در دویست سال گذشته، تا حد زیادی به دلیل برتری اروپا در تولید کالاها و خدمات مورد نیاز جهان بوده است. مشکل امروز اروپا، تمرکز بیش از حد بر بحث “حاکمیت داده” و محافظت از بازار داخلی است. نادلا هشدار داد که رقابت‌پذیری اروپا فقط به معنای رقابت در داخل اروپا نیست. رقابت‌پذیری واقعی، به معنای رقابت محصولات اروپایی در سطح جهانی است. ساتیا نادلا در داووس به “میتل‌اشتند” آلمان اشاره کرد. او گفت وقتی در آمریکا به یک جواهرفروشی یا دندانپزشک می‌رود، ماشین‌آلات آلمانی همه جا حضور دارند. نادلا گفت اروپا باید نگران دسترسی صنایع خود به داده‌های آمریکا و دیگر مناطق باشد، نه فقط محافظت از داده‌های داخلی.

حاکمیت واقعی؛ خلق ارزش انحصاری در عصر AI

لری فینک سوال را دقیق‌تر کرد. او پرسید آیا بحث حاکمیت داده، اساساً دچار سوءتفاهم شده است؟ ساتیا پاسخش را با تفکیک دو نوع حاکمیت آغاز کرد. او گفت حاکمیت داده و حاکمیت یک شرکت دو چیز متفاوت هستند. آنچه مردم کمتر درباره آن صحبت می‌کنند، “حاکمیت شرکت” است. نادلا یک پرسش مطرح کرد. اگر یک شرکت نتواند دانش نهفته خود را در یک مدل هوش مصنوعی که کنترل می‌کند، جاسازی کند، آیا در واقع حاکمیتی دارد؟ او گفت در این حالت، شرکت در حال نشت ارزش انحصاری خود به یک شرکت مدلساز بیرونی است. ساتیا نادلا در داووس تاکید کرد که محل فیزیکی مرکز داده، کم‌اهمیت‌ترین موضوع است. مسئله اصلی، حفظ “مزیت نسبی” شرکت‌ها و کشورهاست. او به نظریه دیوید ریکاردو اقتصاددان اشاره کرد. نادلا گفت حفظ این مزیت نسبی در عصر هوش مصنوعی، تنها تعریف واقعی حاکمیت است.

آینده چندمدلی؛ نبرد یا همکاری مدل‌های بزرگ؟

در دقایق پایانی، فینک به آینده دورتر پرداخت. او پرسید آیا در پنج تا ده سال آینده، یک مدل غالب هوش مصنوعی وجود خواهد داشت؟ ساتیا پاسخش قاطع بود: “خیر.” او گفت حتی در سه چهار سال گذشته، واقعیت به سمتی حرکت کرده که جهان، “چندمدلی” است. آینده از آن شرکت‌هایی خواهد بود که بتوانند چندین مدل (متن‌باز، بسته، داخلی) را با هم ترکیب و “ارکستراسیون” کنند. ساتیا نادلا در داووس توضیح داد که آی‌پی اصلی یک شرکت در عصر هوش مصنوعی، نه در داشتن یک مدل، که در “مهندسی زمینه” و “مهندسی مهار” نهفته است. یعنی توانایی شرکت در استفاده از همه مدل‌های موجود، تغذیه آنها با داده‌های اختصاصی خود و هدایت خروجی به سمت اهداف کسب‌وکار. نادلا گفت شرکت‌هایی که بتوانند به این سوال پاسخ دهند، پیشتاز خواهند بود.

پایان با هشدار و امید؛ مسئولیت رهبران جهانی

گفتگو به پایان نزدیک شد. جمع‌بندی ساتیا نادلا در داووس ترکیبی از هشدار و خوشبینی بود. او تاکید کرد که موفقیت هوش مصنوعی منوط به نفوذ گسترده و عادلانه آن است. اگر فقط درباره شرکت‌های فناوری صحبت کنیم، در حباب هستیم. زمانی از حباب خارج می‌شویم که از داروهای کشف‌شده با هوش مصنوعی یا خدمات مالی متحول‌شده صحبت کنیم. ساتیا رهبری بخش خصوصی و عمومی را مورد خطاب قرار داد. او گفت رهبران باید ذهنیت تغییر جریان کار با فناوری را بپذیرند. آنها باید مهارت‌های جدید را در سازمان‌ها نهادینه کنند. آنها باید از داده‌های خود برای ایجاد زمینه‌ای غنی برای هوش مصنوعی استفاده کنند. این سه گام، کلید تبدیل توکن‌ها به مازاد اقتصادی و رشد فراگیر است. نهایتاً جلسه با تشویق حضار پایان یافت.

علی فردوسی جهرمی

دکترای سیاستگذاری عمومی علاقمند به مطالعه و پژوهش در زمینه حکمرانی فناوری

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا