آینده رقابت قدرتهای بزرگ جهانی در زمینهٔ فناوریهای پیشرفته+ویدیو
در دهه اخیر، هوش مصنوعی به عرصه اصلی رقابت قدرتهای بزرگ جهانی در زمینهٔ فناوریهای پیشرفته تبدیل شده است. اریک اشمیت، مدیرعامل پیشین گوگل و یکی از چهرههای برجستهٔ فناوری در آمریکا، در گفتوگویی طولانی دربارهٔ آیندهٔ هوش مصنوعی، نگرانیها، فرصتها و چالشهای ژئوپلیتیکی آن سخن میگوید. او باور دارد که جهان در آستانهٔ یک رقابت فناورانه بیسابقه قرار گرفته است؛ رقابتی که نهتنها اقتصاد و سیاست، بلکه ساختارهای امنیتی و اجتماعی را نیز دگرگون خواهد کرد.
به باور اشمیت، رقابت میان آمریکا و چین بر سر توسعهٔ هوش مصنوعی صرفاً رقابت بر سر الگوریتمها نیست، بلکه رقابتی است بر سر ارزشها، اطلاعات و مدلهای حکمرانی بر فناوری. او میگوید ایالات متحده و چین هر دو به شدت به دنبال تسلط بر آیندهٔ هوش مصنوعی هستند، اما مسیرهای آنها تفاوت بنیادین دارد. در حالی که آمریکا بیشتر بر دستیابی به «هوش مصنوعی عمومی» یا AGI تمرکز کرده، چین تلاش میکند این فناوری را در کاربردهای روزمره، صنعتی و نظامی به کار گیرد تا قدرت اقتصادی و اجتماعی خود را افزایش دهد.
اشمیت تأکید میکند که اگرچه رقابت فناورانه میان دو کشور میتواند موجب پیشرفت سریعتر علم شود، اما همزمان خطرات عمیقی نیز به همراه دارد. او هشدار میدهد که هرگونه شکاف در همکاری علمی یا تبادل اطلاعات میتواند منجر به شکلگیری دو اکوسیستم کاملاً جداگانه از هوش مصنوعی در جهان شود؛ یکی غربی با ارزشهای باز و دموکراتیک، و دیگری شرقی با مدلهای کنترلمحور. این دو مسیر، آیندهٔ تعاملات جهانی را تعیین خواهند کرد.
چین و آمریکا؛ رقابت در مسیر هوش مصنوعی و سختافزار
تأثیر محدودیتهای تراشه و سرمایه بر مسیر هوش مصنوعی چین
اریک اشمیت تأکید میکند که رقابت هوش مصنوعی بین آمریکا و چین به زیرساخت سختافزاری وابسته است. سیاستهای محدودکنندهٔ آمریکا در صادرات تراشههای پیشرفته، رشد چین را در حوزههای کلیدی کند کرده است. این محدودیتها توسعهٔ مدلهای بزرگ زبانی و شبکههای عصبی چین را تحت تأثیر قرار داده است. در نتیجه، پژوهشگران چینی اکنون بر کاربردهای عملی تمرکز کردهاند. آنها به جای پیگیری هوش مصنوعی عمومی، روی روباتیک صنعتی و سامانههای هوشمند شهری کار میکنند.
اشمیت اشاره میکند که یکی از دلایل عقبماندن نسبی چین در رقابت سختافزاری، ضعف بازار سرمایهٔ آن کشور است. او میگوید شرکتهای چینی نمیتوانند مانند همتایان آمریکایی خود، از سرمایهگذاران خصوصی میلیاردها دلار برای ساخت مراکز دادهٔ عظیم جذب کنند. این محدودیت باعث شده که توسعهٔ مدلهای پیشرفتهٔ یادگیری عمیق در چین با دشواری روبهرو شود. با این حال، او تصریح میکند که چینیها به شکلی خستگیناپذیر در حال بهکارگیری هوش مصنوعی در همهٔ جنبههای زندگی اقتصادی هستند؛ از تولید صنعتی تا خدمات عمومی.
در نگاه اشمیت، آنچه چین را متمایز میکند، تمرکز عملی و انضباط کاری بالای مهندسان و پژوهشگرانش است. او از شرکتهای روباتیک شانگهای یاد میکند که با وجود محدودیت سرمایه، در حال دستیابی به دستاوردهایی هستند که یادآور جهش این کشور در صنعت خودروهای برقی است. این کشور ممکن است در مسیر تحقیقات بنیادی از غرب عقبتر باشد، اما در بهرهگیری گسترده و سریع از فناوریهای موجود، گامهای بزرگی برمیدارد.
به گفتهٔ اشمیت، آمریکا باید درک کند که رقابت با چین صرفاً در حوزهٔ نظری یا آکادمیک نیست، بلکه در میدان مصرفکننده و کاربردهای تجاری جریان دارد. او هشدار میدهد که تمرکز بیش از حد آمریکا بر توسعهٔ هوش مصنوعی عمومی میتواند باعث از دست رفتن فرصتهای اقتصادی در حوزهٔ نرمافزارهای مصرفی و ابزارهای هوشمند شود؛ همان جایی که چین به سرعت در حال گسترش نفوذ خود است.
منشأ متنباز و قدرت دادههای باز در رقابت جهانی
معنای «وزنهای باز» و «کد باز» از دیدگاه اریک اشمیت
اریک اشمیت در بخش دیگری از سخنانش به اهمیت مفهوم «متنباز» و «وزنهای باز» در آیندهٔ رقابت جهانی اشاره میکند. «متنباز» در هوش مصنوعی به معنی در دسترس بودن ساختار و الگوریتمها است. اما «وزنهای باز» به دادهها و مدلهای آموزش دیده اشاره میکنند. این وزنها مغز واقعی سیستم را تشکیل میدهند. اشمیت میگوید چین به طور گسترده از این رویکرد استفاده میکند. آنها مدلهای خود را با وزنها و دادههای آموزشی باز منتشر میکنند. در مقابل، آمریکا و کشورهای غربی ترجیح میدهند مدلهای خود را در قالبهای بسته نگه دارند. او هشدار میدهد که این تفاوت، تأثیری مستقیم بر نفوذ فناوری در جهان خواهد داشت، زیرا کشورهای در حال توسعه ممکن است بهدلیل دسترسی آسانتر، به مدلهای چینی گرایش پیدا کنند.
اشمیت بر این باور است که اگر ایالات متحده و متحدانش در زمینهٔ بازمتن از چین عقب بمانند، ممکن است کنترل گفتمان جهانی دربارهٔ ارزشهای هوش مصنوعی را از دست بدهند.او به ابتکارهای بازمتن در شرکتهایی مثل متا اشاره میکند و میگوید غرب هنوز با احتیاط و محدودیت عمل میکند، هرچند برخی گامها برداشتهاند. از دید او، یک آینده دموکراتیک برای فناوری نیازمند مشارکت گسترده است. این مشارکت باید در پروژههای باز و شفاف صورت گیرد. او باور دارد که فقط این روش تضمین میکند مدلهای هوش مصنوعی بر اساس ارزشهای انسانی رشد کنند. چنین مدلهایی با آزادی توسعه مییابند، نه با الگوهای بسته و کنترلی.
تحول در صنعت فضا؛ از اسپیسایکس تا رلیتیویتی
دلایل سرمایهگذاری در فناوریهای فضایی
اریک اشمیت در ادامهٔ گفتوگو به حوزهای میپردازد که شاید در نگاه اول ارتباط مستقیمی با هوش مصنوعی نداشته باشد: صنعت فضا. اریک اشمیت در شرکتهایی مانند اسپیسایکس، استارلینک و رلیتیویتی اسپیس سرمایهگذاری میکند. او با این سرمایهگذاریها میخواهد آیندهای بسازد که ارتباطات، امنیت و نوآوری در آن به فضا متکی باشند. این خلبان سابق قبلاً باور داشت فناوری موشکها کاملاً بالغ شده است. اما پس از ورود به این حوزه فهمید که طراحی و پرتاب موشک هنوز ترکیبی از علم و هنر باقی مانده است.
او با جزئیات دربارهٔ دشواریهای فنی این صنعت سخن میگوید. از قدرت شگفتانگیز نیروی پیشران موشکها گرفته تا نحوهٔ کنترل آنها در حین آزمایش. به گفتهٔ او، موشکی که چهار میلیون پوند نیروی رانش تولید میکند، چنان قدرتمند است که حتی ساختارهای فلزی معمولی توان نگهداشتن آن را در زمین ندارند. با وجود این دشواریها، او صنعت موشک را عرصهای میداند که هنوز فرصتهای رقابت و نوآوری فراوان دارد، بهویژه در بخش مدار پایین زمین (LEO) که بازار ماهوارهها و ارتباطات جهانی به سرعت در حال رشد است.
اشمیت تأکید میکند که سرمایهگذاری در فناوریهای فضایی تنها بهدنبال سود مالی نیست. بلکه بخشی از مأموریت بزرگتر او برای پیشبرد مرزهای علم و تقویت امنیت جهانی است. به باور او، شرکتهایی مانند رلیتیویتی میتوانند در آینده به رقیبی جدی برای اسپیسایکس تبدیل شوند، زیرا از فناوریهای چاپ سهبعدی، یادگیری ماشینی و طراحی خودکار برای ساخت موشکها بهره میبرند. او نتیجه میگیرد که رقابت فضایی جدید، همانند رقابت هوش مصنوعی، نهتنها میدان پیشرفت فناورانه، بلکه میدان آزمایش برای تعیین جایگاه آیندهٔ بشر در جهان است.

هوش مصنوعی و نبردهای آینده؛ تولد ساختارهای جدید امنیت ملی
تجربه اوکراین و تغییر قواعد جنگ مدرن
اریک اشمیت توضیح میدهد که نبردهای جدید دیگر به پایگاههای ثابت یا تجهیزات سنگین نیاز ندارند. این نوع استقرارها کارایی خود را از دست دادهاند. اشمیت مثال میزند که یک پهپاد با هزینهٔ چند هزار دلار میتواند تانکی سی میلیون دلاری را نابود کند؛ نسبتی که تمام معادلات اقتصادی جنگ را برهم میزند. به باور او، این نسبت نابرابر میان هزینه و قدرت تخریب، باعث میشود کشورها در آینده بیشتر به سراغ جنگهای شبکهای و خودکار بروند، جایی که پهپادها، روباتها و سامانههای هوشمند نقش سربازان اصلی را ایفا میکنند.
اشمیت همچنین دربارهٔ مفهوم جدید بازدارندگی در عصر هوش مصنوعی سخن میگوید. او معتقد است در جنگهای آینده، زمانی که دو کشور میلیونها پهپاد هوشمند در اختیار دارند، هیچکدام نمیتوانند استراتژی طرف مقابل را کاملاً درک کنند. این «ابهام یادگیری ماشینی» ممکن است به نوعی بازدارندگی نوین بینجامد، زیرا هر حمله میتواند منجر به نابودی متقابل شود. از نظر او، این وضعیت شبیه به «تعادل وحشت» دوران جنگ سرد است، اما این بار نه با سلاحهای هستهای، بلکه با ارتشهایی از روباتها و پهپادها.
او در نهایت هشدار میدهد که اگرچه هوش مصنوعی میتواند تلفات انسانی را کاهش دهد، اما همزمان خطر اخلاقی بزرگی در خود دارد. جنگی که در آن تصمیم مرگ و زندگی به الگوریتمها سپرده شود، ماهیت انسانمحور جنگ را دگرگون میکند. اشمیت میگوید باید بهجای تلاش برای حذف انسان از معادله، از فناوری برای حفظ جان انسانها و جلوگیری از درگیریهای بزرگتر استفاده کرد. او این تحول را «ضرورتی اجتنابناپذیر» در مسیر تکامل جنگ و صلح میداند.
پیشرفت رباتیک و پهپادها؛ انقلاب در میدان نبرد
برتری هزینهای و کارایی پهپادها نسبت به تجهیزات سنتی
اریک اشمیت در ادامهٔ تحلیل خود از جنگهای نوین، تأکید میکند که پهپادها به ستون فقرات نبردهای آینده تبدیل خواهند شد. او میگوید استفاده از پهپادها نسبت به توپخانه، خمپاره و تانک از نظر هزینه و کارایی بهمراتب بهصرفهتر است. پهپادهای کوچک و نیمهخودران میتوانند با هزینهای اندک، اهداف بزرگی را نابود کنند و دادههای بیدرنگ از میدان نبرد فراهم آورند. به گفتهٔ او، در اوکراین این فناوری بهخوبی نشان داد که چگونه ترکیب هوش مصنوعی با پهپادها، میتواند نیرویی نامتقارن ایجاد کند که حتی ارتشهای بزرگ را نیز به چالش میکشد.
اشمیت توضیح میدهد که تحولات کنونی در رباتیک تنها به هوا محدود نمیشود. بلکه حوزهٔ دریا و زیرسطحی را نیز دربر گرفته است. او از نمونههای استفادهشده توسط نیروهای اوکراینی یاد میکند که با پهپادهای دریایی، بخشهایی از ناوگان روسیه در دریای سیاه را از کار انداختند تا بتوانند مسیر صادرات غلات خود را باز نگه دارند. این عملیات، از نگاه او، نمونهای از جنگی است که در آن فناوری و هوش مصنوعی نقش استراتژیک ایفا میکنند. اشمیت نتیجه میگیرد که آیندهٔ جنگ، نه در افزایش تعداد سربازان، بلکه در هوشمندسازی ابزارها و ایجاد هماهنگی میان انسان و ماشین رقم خواهد خورد. انقلابی که پیشتر تنها در فیلمهای علمیتخیلی دیده میشد، اما اکنون به واقعیت نزدیک شده است.
بحران جمعیت، غرب و آینده اقتصاد جهانی
کاهش نرخ تولد و نگرانی از فروپاشی اجتماعی
اریک اشمیت در بخش دیگری از گفتوگو، نگاه خود را از میدان جنگ به درون جوامع غربی معطوف میکند. او با اشاره به کاهش شدید نرخ تولد در کشورهای توسعهیافته، این روند را تهدیدی جدی برای آیندهٔ اقتصادی و فرهنگی غرب میداند. از دید او، یکی از شاخصهای اصلی موفقیت یک جامعه، توانایی آن در بازتولید نسلهای جدید است؛ و هنگامی که این توان از بین میرود، پایههای پویایی اقتصادی و نوآوری نیز سست میشود. اشمیت میگوید نرخ فرزندآوری در چین به حدود ۱ فرزند برای هر دو والد رسیده است. این نرخ در کره جنوبی حتی کمتر از ۰.۸ است. چنین ارقامی به معنای انقباض تاریخی جمعیت هستند.
او توضیح میدهد که کاهش جمعیت فعال، تأثیر مستقیمی بر توان تولید، نوآوری و مصرف دارد. در اقتصادی که جمعیت سالخورده در حال افزایش و جمعیت جوان در حال کاهش است، نهتنها تقاضای بازار افت میکند، بلکه ظرفیت انسانی برای پیشبرد ایدهها و فناوریهای جدید نیز کاهش مییابد. اشمیت میگوید در چنین شرایطی، حتی پیشرفتهترین فناوریها نیز نمیتوانند جایگزین خلاقیت انسانی شوند. او این وضعیت را «بحران خاموش تمدن مدرن» مینامد؛ بحرانی که اگر درمان نشود، میتواند منجر به رکود بلندمدت در غرب و آسیا گردد.
در برابر این چالش، اشمیت راهحل را در مهاجرت و سرمایهگذاری بر انسانها میبیند. او بر این باور است که کشورهایی مانند ایالات متحده باید درهای خود را به روی استعدادهای جهانی باز نگه دارند تا کمبود جمعیت جوان را جبران کنند. از نگاه او، مهاجرت نه تهدید، بلکه منبع قدرت و تنوع فرهنگی است. او تأکید میکند که «رویای آمریکایی» بر پایهٔ جذب استعداد و امید بنا شده است. اگر آمریکا بتواند همچنان در این مسیر حرکت کند — با سرمایهگذاری در آموزش، زیرساخت و کارآفرینی — میتواند جایگاه خود را بهعنوان رهبر اقتصادی و فناورانهٔ جهان حفظ کند.
بازگشت به AGI؛ مسیر هوش عمومی مصنوعی از دیدگاه اریک اشمیت
روایت سانفرانسیسکویی از آیندهٔ هوش مصنوعی
اریک اشمیت در بخش پایانی گفتوگو، بحث را به یکی از بنیادیترین موضوعات فناوری امروز بازمیگرداند: مفهوم هوش عمومی مصنوعی (AGI). او میگوید پس از معرفی چتجیپیتی و موج رسانهای سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، بسیاری در واشنگتن دچار هراس شدند. این سیاستگذاران و فعالان فناوری از سرعت پیشرفت هوش مصنوعی هراس داشتند. به باور او، فضای فکری آن دوران بیش از حد تحت تأثیر “روایت سانفرانسیسکویی” قرار گرفت. این روایت ادعا میکند که ماشینها در سه تا پنج سال آینده به سطحی از هوش خواهند رسید. آنها میتوانند مانند دانشمندان انسانی فکر کنند و خود را بهبود بخشند.
اشمیت با احترام به این دیدگاهها، اما با احتیاط به آنها مینگرد. او معتقد است هنوز شواهد کافی برای نزدیک بودن AGI وجود ندارد. به گفتهٔ او، گرچه سیستمهای زبانی بزرگ در درک زبان، برنامهنویسی و تحلیل اطلاعات جهش چشمگیری داشتهاند، اما هنوز نمیتوانند هدف یا عملکرد خود را بهصورت خودآگاه تغییر دهند. این توانایی، که او آن را «بازتنظیم تابع هدف» مینامد، ویژگی اصلی هوش انسانی است و هنوز هیچ الگوریتمی قادر به بازآفرینی آن نیست. او معتقد است چالش اصلی در راه دستیابی به هوش مصنوعی عمومی، یافتن الگوریتمی است. این الگوریتم باید بتواند مانند انسان عمل کند. باید در مواجهه با مسائل ناشناخته، هدف خود را اصلاح و بازتعریف کند.
او برای توضیح این چالش، مثالی از علم فیزیک میآورد: آیا یک مدل هوش مصنوعی میتواند با استفاده از اطلاعات سال ۱۹۰۲، همانند انیشتین به نظریهٔ نسبیت برسد؟ پاسخ فعلاً منفی است. اشمیت میگوید تفاوت میان انسان و ماشین در توانایی انتقال بینرشتهای دانش است؛ استعداد نادری که در نبوغ انسانی نهفته است. او باور دارد که زمانی میتوان از AGI سخن گفت که ماشین بتواند میان مفاهیم نامرتبط، پیوندهای خلاقانه برقرار کند.
انسان و ماشین؛ همکاری یا جایگزینی؟
همزیستی در عصر هوش مصنوعی
اریک اشمیت در ادامهٔ دیدگاه خود دربارهٔ آیندهٔ فناوری، بر این نکته تأکید میکند که هوش مصنوعی قرار نیست انسان را کنار بزند، بلکه مکمل او خواهد بود. او توضیح میدهد که انسان موجودی «پایانبهپایان» است؛ یعنی میتواند از طرح یک مسئله تا حل نهایی آن را بهصورت جامع درک کند. اما سامانههای هوش مصنوعی کنونی تنها «میانبهمیان» عمل میکنند — آنها پاسخهایی میدهند که نیازمند بازبینی، اصلاح و تفسیر انسانی هستند. به همین دلیل، از دید اشمیت، قدرت واقعی در همکاری میان انسان و ماشین نهفته است: انسان هدف را تعیین میکند، و هوش مصنوعی مسیر رسیدن به آن را تسریع مینماید.
او باور دارد که در آیندهای نهچندان دور، هر فرد یک دستیار هوش مصنوعی اختصاصی خواهد داشت که در تصمیمگیری، یادگیری و حتی روابط اجتماعی به او کمک میکند. این همزیستی میتواند بهرهوری و خلاقیت را در سطحی بیسابقه افزایش دهد، اما تنها در صورتی که انسان همچنان در مرکز تصمیمگیری باقی بماند. اشمیت هشدار میدهد که اگر ما مسئولیت اخلاقی و هدفگذاری را به الگوریتمها واگذار کنیم، مسیر پیشرفت ممکن است به بیراهه رود. از دید او، باید آیندهای ساخت که در آن ماشینها برای انسان کار کنند، نه بهجای او — آیندهای که در آن همکاری هوشمندانه، جایگزین رقابت میان انسان و فناوری شود.
جمعبندی و چشمانداز آینده آمریکا در دنیای فناوری
اهمیت ارزشهای دموکراتیک و سرمایهگذاری هوشمند
در بخش پایانی گفتوگو، اریک اشمیت تصویری از آیندهٔ ایالات متحده در رقابت فناورانه جهانی ترسیم میکند. او با شور و اطمینان میگوید که «میخواهم آمریکا پیروز شود»، زیرا باور دارد که مدل آمریکایی هنوز توانایی هدایت جهان را دارد — مدلی مبتنی بر آزادی، خلاقیت و تنوع فکری. اشمیت یادآور میشود که موفقیتهای شخصی او نیز نتیجهٔ همان فرصتهایی بوده است که نظام آموزشی و اقتصادی آزاد آمریکا فراهم کرده است. او هشدار میدهد که اگر نسل جدید نتواند این میراث را حفظ کند، رهبری جهانی آمریکا در علم و فناوری به خطر میافتد.
او همچنین بر قدرت بازارهای مالی، دانشگاهها و روحیهٔ کارآفرینی آمریکا تأکید میکند و میگوید این سه ستون، شالودهٔ برتری فناورانه کشور را تشکیل میدهند. از دید او، آمریکا «پر هرجومرج و پر سروصدا» است، اما همین آشوب خلاق، منبع اصلی نوآوری است. اشمیت میگوید بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی به این ویژگی غبطه میخورند، زیرا در نظامهای منظم اما کندتر خود، انعطاف لازم برای ریسکپذیری و رشد سریع را ندارند. به باور او، برای حفظ برتری، آمریکا باید سرعت سرمایهگذاری در پژوهشهای بنیادی و زیرساختهای فناورانه را دوچندان کند، پیش از آنکه رقبایش شکاف موجود را پر کنند.
در نهایت، اشمیت پیام خود را با لحنی انسانی و اخلاقی جمعبندی میکند. او میگوید آزادی، دموکراسی و علم ستونهای تمدن مدرن هستند و نباید فدای رقابتهای ژئوپلیتیکی شوند. از نگاه او، قدرت واقعی یک ملت نه در تعداد تراشهها یا موشکها، بلکه در توان پرورش انسانهای خلاق، آزاد و متفکر است. او با اشاره به نسل جوان مهندسان، پژوهشگران و کارآفرینان میگوید: «از این انرژی محافظت کنید، آن را تغذیه کنید و سریعتر حرکت کنید.» برای اشمیت، آینده نه در انحصار قدرت، بلکه در تسهیم دانش و الهامبخشی به نسل بعد معنا مییابد — همان رؤیایی که روزی آمریکا را به پیشران نوآوری جهان بدل کرد.




